نشست 7 فراتر از بهرهوری: ۵ کلید طلایی برنامهریزی جامع که در کتابهای غربی نمیخوانید
فراتر از بهرهوری: ۵ کلید طلایی برنامهریزی جامع که در کتابهای غربی نمیخوانید
چرا بسیاری از برنامهریزیهای ما در نهایت به بنبست میرسند؟ یا بدتر از آن، چرا وقتی در اجرای یک برنامه موفق میشویم، احساس میکنیم به یک «آدم کاریکاتوری» تبدیل شدهایم؛ موجودی که در یک بُعد (مثلاً تخصص علمی) بهشدت رشد کرده اما در ابعاد دیگر (مثل سلامت روان یا پیوندهای خانوادگی) همچون یک کوتوله باقی مانده است؟ رویکرد استراتژیک استاد رضایی شورکی به ما میآموزد که برنامهریزی موفق، صرفاً یک فرمول خطی برای مدیریت زمان نیست؛ بلکه سنتزی هوشمندانه از دانش، مهارت و متغیری بنیادین به نام «توفیق» است که در مدلهای سکولار غربی جایگاهی ندارد.
۱. چهارپایهی برنامهریزی حرفهای (بایستههای راهبردی)
یک استراتژیست زندگی میداند که انباشت دانش (بایسته علمی) بهتنهایی معجزه نمیکند. بسیاری از افراد کتابهای متعددی درباره موفقیت میخوانند اما در میدان عمل، خروجی مؤثری ندارند. برنامهریزی حرفهای بر چهار رکن استوار است:
- بایسته علمی: تسلط بر دانش و تئوریهای برنامهریزی راهبردی.
- بایسته مهارتی (تکنیک همافزایی): توانمندی در پیادهسازی فنون. یکی از عالیترین این فنون، «تکنیک همافزایی» است؛ یعنی انجام چندین کار همسو در یک بازه زمانی واحد بدون افت کیفیت.
- تجربهنگاری: ثبت دقیق «تجربههای روشن» (نقاط قوت و پیروزیها) و «تجربههای کور» (شکستها و نقاط ابهام) برای اصلاح مسیر.
- توفیق: وجه تمایز بنیادین نظام برنامهریزی شیعی. رشد واقعی نه بر بستر شانس، بلکه بر مدار توفیق رخ میدهد.
۲. «توفیق»؛ موتور نادیدهی موفقیت در نظام تکوین
در نگاه استراتژیک اسلامی، برنامهریزی بدون در نظر گرفتن متغیرهای متافیزیکی ناقص است. توفیق، تغییری است که در بستر تکوین عالم به نفع شما رخ میدهد. برای فعالسازی این موتور، سه کلید عملیاتی وجود دارد:
- حُسن ظن به خدا: خوشبینی به پروردگار در هنگام شروع روز، آرایش عالم را به نفع اهداف شما تغییر میدهد.
- مهندسی توفیق با تکریم والدین: این یک عمل صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک «تکنیک رزقآفرین» است. بوسیدن پیشانی والدین (توفیق در علم و حکمت)، بوسیدن دست (برکت در رزق) و بوسیدن پای آنها (توفیق در زیارات و سفرهای راهبردی) را تضمین میکند.
- استعانت از رمز لاهوتی: تلاوت آیه ۸۰ سوره اسراء برای شروع هر پروژه (علمی، اقتصادی یا شخصی) جهت تنظیم خروجی کار بر مدار صدق:
«وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْععلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا»
۳. سیستم راداری «ا-چ»؛ شناسایی فرصتها و مینهای مسیر
برای رهایی از ترافیک ذهنی و آزاد کردن انرژی روانی، باید سیستمی برای ثبت لحظهای داشته باشید. ایجاد یک دفترچه یا گروه مجازی به نام «الف و چ» (ابتکارات و چالشها) ضروری است:
- الف (ابتکارات): ثبت ایدههای خلاقانهای که در میانه مسیر به ذهنتان میرسد. اینها سرمایههای اختصاصی شما هستند که در هیچ کتابی یافت نمیشوند.
- چ (چالشها): نوشتن موانع (از بیماری شخصی تا نوسانات سیاسی و اقتصادی کشور). تحلیل روانشناختی: ذهن انسان با نگهداشتن چالشها در فضای "حافظه موقت"، انرژی حیاتی خود را هدر میدهد. ریختن چالشها روی کاغذ، ذهن را از "سوگواری برای مشکل" به سمت "حل مسئله" کوچ میدهد. این بهمعنای منفیبافی نیست، بلکه یک واقعگرایی شجاعانه برای درمان است.
۴. تعادل در ۵ محور؛ فرار از سقوط کاریکاتوری
بزرگترین فاجعه در برنامهریزی، رشد نامتقارن است. کسی که فقط در بُعد علمی رشد کند، در مواجهه با تلاطمهای زندگی فرو میپاشد. یک برنامه جامع ۶ ماهه باید شامل این ۵ محور باشد:
- محور معنوی: (تفکر، اصلاح رذایل، تقویت فضایل).
- محور علمی و معرفتی: (مطالعه، تدریس، مهارتآموزی).
- محور شخصی و جسمی: (تغذیه، خواب، ورزش و آراستگی). شیطان اغلب از مسیر اهمال در سلامت، نخبگان را زمینگیر میکند.
- محور روانشناختی: روان، مکانیسم ارتباط روح و جسم است. شما باید برای مدیریت ترس، اعتمادبهنفس و کنترل افکار برنامه داشته باشید.
- محور خدمترسانی: (نفع رساندن به خانواده، جامعه و سیاست).
یک نکته حیاتی:
«تعادل» هرگز بهمعنای «تساوی» نیست. قرار نیست برای هر محور زمان برابری صرف کنید، بلکه باید هر ۵ محور در گراف زندگی شما «زنده» و «فعال» باشند.
پیامد عدم جامعیت: عدم تعادل منجر به فروپاشی رفتاری میشود. مانند آن خانمی که در معنویتگرایی افراطی و غیرجامع غرق شد و در نهایت کارش به «قرآنسوزی» کشید، یا آن طلبهای که بهدلیل افراط در عبادات و نادیده گرفتن نیازهای نفس، امروز به یک «مطرب» تبدیل شده است. افراط در یک بُعد، سیلی سختی از ابعاد نادیده گرفته شده در پی خواهد داشت.
۵. مدل چراغ راهنمایی برای تشخیص «تکلیف»
در برنامهریزی اسلامی، ما بهجای «نتیجهگراییِ صرف»، بر مدار «تکلیفگرایی» حرکت میکنیم. برای تصمیمات کلان (مانند هجرت، تغییر رشته یا شغل)، این مدل سه مرحلهای را اجرا کنید:
- حکم خدا: آیا این اقدام با شرع و اخلاق سازگار است؟ (چراغ اول)
- نیاز: آیا جامعه یا خانواده من به این کار نیاز واقعی دارد؟ (چراغ دوم)
- توان: آیا ظرفیت جسمی، مادی و علمی انجام آن را دارم؟ (چراغ سوم)
اگر هر سه چراغ سبز شدند، آن کار «تکلیف قطعی» شماست. اگر یکی قرمز بود، توقف کنید. اما اگر پس از تحقیق و مشورت، وضعیت زرد (مبهم) بود، اینجاست که جایگاه استخاره نمایان میشود. استخاره هرگز جایگزین عقل نیست، بلکه آخرین مرحله برای رفع ابهام در بنبستهای ذهنی است.
جمعبندی و دعوت به اقدام
برنامهریزی به سبک اسلامی، هنرِ حرکت در مسیر «تکلیف» با سوختِ «توفیق» است. برای خروج از وضعیت کاریکاتوری، همین امروز «دفترچه الف و چ» خود را راهاندازی کنید.
سوال پایانی: کدام یک از محورهای پنجگانه زندگی شما در حال حاضر شبیه یک بخش کاریکاتوری رشد نکرده است؟ امروز برای فعالسازی «توفیق» در آن بخش، کدام گره را از زندگی دیگران یا والدینتان باز میکنید؟
👇👇👇👇👇

