در آینه قرآن و عترت

نکات و ظرائف معرفتی ، که گاه به ذهن حقیر می رسد

در آینه قرآن و عترت

نکات و ظرائف معرفتی ، که گاه به ذهن حقیر می رسد

زندگی درخشان هدایتگران راه نجات ؛ انبیاء و اولیاء الهی !
سعی میکنم خوشه ای از خرمن گهربار برچیده در معرض نمایش علاقمندان به زندگی پاک و سالم قرار دهم .
تا سبک زندگی ما همچون ستارگان درخشان آسمان انسانیت و بندگی الهی گردد.
به لطف و عنایت الهی

فرافایل، مرجع بزرگ خرید و فروش فایلهای دانشجویی فرافایل، مرجع بزرگ خرید و فروش فایلهای دانشجویی https://vafa1404.farafile.ir/list?page=2
پیوندهای روزانه
پیوندها

۱۴ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

نقشه راه آرامش؛

هم‌افزایی اصول اسلامی و روانشناختی در روابط زوجین طلبه

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام عرض می‌کنم خدمت شما طلاب و فضلای عزیز و گرانقدر. خداوند را شاکرم که توفیق حضور در جمع شما عزیزان را، که در دو جبهه خطیر علم و خانواده مجاهدت می‌کنید، عنایت فرمود. رسالت شما، رسالتی دوگانه است: مجاهدت در مسیر کسب معارف اهل بیت (علیهم السلام) و ساختن بنایی که خداوند آن را دوست دارد، یعنی خانواده.

فلسفه این نشست، پرداختن به مباحث آکادمیک و نظری صِرف نیست؛ بلکه ارائه یک چارچوب کاربردی برای مدیریت مهم‌ترین سنگر یک طلبه، یعنی خانواده اوست. در فضای مشاوره‌ای که سال‌هاست با طلاب در ارتباط هستم، به کرات مشاهده کرده‌ام که وقتی آرامش نسبی در منزل برقرار نیست، مسیر علمی و تبلیغی طلبه دچار اختلال جدی می‌شود. بسیاری از این عزیزان، آن‌طور که باید در مسیر نیستند و به تعبیر دقیق‌تر، دارند لنگ‌لنگان جلو می‌روند. خانواده برای یک سرباز امام زمان (عج) یک مسئله حاشیه‌ای نیست؛ بلکه دقیقاً همان نقطه‌ای است که یا به او بال پرواز می‌دهد یا پای او را در زنجیر می‌کند. هدف این جلسه آن است که یک نقشه راه عملی و قابل اجرا در اختیار شما قرار دهد؛ نقشه‌ای که حکمت عمیق آموزه‌های اسلامی را با تکنیک‌های مؤثر روانشناسی مدرن پیوند می‌زند. سخنرانی ما دو بخش اصلی خواهد داشت: ابتدا به اصولی می‌پردازیم که بستر و «سخت‌افزار» خانه را برای نزول برکت و آرامش آماده می‌کند و سپس، ابزارها و «نرم‌افزارهای» ارتباطی را بررسی می‌کنیم که بر پایه همدلی و شناخت استوار است.

بُعد معنوی: ایجاد سنگر آرامش در خانه

پیش از ورود به تکنیک‌های روانشناختی، باید به سنگ‌بنای اصلی بپردازیم؛ یعنی بُعد معنوی حاکم بر خانه. اینها مسائلی است که علم روانشناسی سکولار یا آن‌ها را نمی‌فهمد یا مسکوت می‌گذارد، اما در نگاه دینی ما، زیربنای اصلی آرامش و شادابی در خانه است. این اصول، فضایی را ایجاد می‌کنند که محل رفت و آمد ملائکه و نزول برکت الهی باشد و به طور طبیعی، بستر تنش‌ها را از بین می‌برد. بر اساس آیات، روایات و تجربه بالینی، چهار ستون اصلی برای ساختن یک خانه با آرامش معنوی وجود دارد.

ستون اول، احترام به والدین است. رابطه شما و همسرتان با والدین خودتان و والدین همسرتان، باید در یک سلسله مراتب صحیح و محترمانه قرار گیرد. اگر تنشی میان شما و پدر و مادرتان وجود داشته باشد، زندگی شما تلاطم خواهد داشت، حتی اگر متخصص روانشناسی باشید. بر اساس روایت امام صادق (علیه السلام)، رضایت والدین یکی از کلیدهای اصلی آرامش در زندگی زناشویی است.

ستون دوم، فراهم کردن زمینه برای حضور ملائکه است. خانه باید محلی باشد که ملائکه در آن رفت و آمد کنند. این یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه با اعمالی مشخص محقق می‌شود: اول، تلاوت قرآن؛ چرا که صدای قرآن، موسیقی ملائکه است. حتی اگر خودتان فرصت تلاوت ندارید، صوت قرآن را در خانه پخش کنید. دوم، نظافت و طهارت؛ پاکیزگی ظاهری از گرد و غبار و پاکی از نجاسات، چرا که ملائکه از محیط آلوده دوری می‌کنند. سوم، گفتن اذان و اقامه با صدای بلند در خانه؛ این عمل ساده، تأثیر فوق‌العاده‌ای در ایجاد فضای معنوی و دور کردن شیاطین دارد.

ستون سوم، اجتناب از گناه است. نفسِ گناه، خصوصاً گناهان زبانی مانند غیبت، تأثیر منفی و مستقیمی بر آرامش خانه می‌گذارد. ممکن است شما و همسرتان در مورد همسایه غیبت کنید و همان لحظه اتفاقی نیفتد، اما اثر وضعی این گناه مانند یک بمب ساعتی عمل کرده و دو هفته بعد در قالب یک تنش بی‌دلیل در خانه منفجر می‌شود.

و ستون چهارم، تسویه حساب با گذشته است. مسائل حل‌نشده‌ای مانند نماز و روزه قضا یا حق‌الناسی که بر گردن داریم، آرامش امروز ما را سلب می‌کند. در روایات بر «سرعت در توبه» تأکید شده است، زیرا هرچه از زمان گناه بگذرد، عمق اثر منفی آن بیشتر می‌شود. این اعمال معنوی، «سخت‌افزار» بنیادین یک خانه با برکت هستند. وقتی این بستر فراهم شد، می‌توانیم «نرم‌افزار» ارتباط مؤثر روانشناختی را بر روی آن نصب و اجرا کنیم.

بُعد روانشناختی: تسلط بر اصول ارتباط مؤثر

علاوه بر زیربنای معنوی، یک ازدواج موفق نیازمند تسلط بر اصول روانشناختی است. این اصول، ابزارهایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا در تعاملات روزمره و پیچیدگی‌های روابط انسانی، هوشمندانه عمل کنیم.

اصل اول، همدلی، زبان قلب است. همدلی (Empathy) صرفاً به معنای دلسوزی نیست؛ بلکه مهارتی است برای «دیدن یک موضوع از زاویه دید طرف مقابل». این بزرگترین نیاز عاطفی خانم‌ها و غالباً بزرگترین نقطه ضعف آقایان، خصوصاً طلاب، است که تمایل به تحلیل‌های منطقی و اصولی دارند. وقتی همسرتان از موضوعی ناراحت است، نمی‌توانید با صغری و کبری چیدن مسئله را حل کنید. به جای اینکه به شکل رسمی حدیثی در مورد «دوستت دارم» نقل کنید، باید نیاز پشت این ابراز علاقه را درک کنید؛ مانند آن طلبه‌ای که برای نوشتن یک نامه محبت‌آمیز به همسرش، به اندازه مطالعه اصول و کفایه وقت می‌گذاشت و کلمات را با رنگ‌های مختلف و با دقت انتخاب می‌کرد، چون می‌دانست نیاز همسرش این جزئیات است.

اصل دوم و حیاتی‌ترین اصل روانشناختی، اصل شناخت است. به یاد دارم آقایی ۷۰ ساله تماس گرفت و می‌گفت بعد از ۵۰ سال زندگی مشترک، می‌خواهد همسرش را طلاق دهد. دلیلش این بود که همسرش به باجناقش علاقه دارد! پس از بررسی متوجه شدم همسر ایشان ۵۰ سال است که «شخصیت نمایشی» (Histrionic Personality) دارد و این رفتارها بخشی از اختلال اوست، نه یک مسئله اخلاقی. آن مرد ۵۰ سال همسرش را نشناخته بود. این اصل بر سه ستون استوار است: اول، شناخت جنس زن؛ یعنی درک تفاوت‌های کلی روانشناختی و فیزیولوژیکی. برای مثال، نمودار پاسخ جنسی زنان کاملاً با مردان متفاوت است. جهل نسبت به این تفاوت‌ها، منشأ بسیاری از سوءتفاهم‌ها و مشکلات جدی است و می‌تواند منجر به آسیب‌های روانی عمیق در خانم شود، به طوری که سردمزاج شده و ده‌ها مشکل روانی برایش به وجود می‌آید. دوم، شناخت همسر خود؛ شما باید همسر خاص خود را به عنوان یک فرد منحصربه‌فرد مطالعه کنید.

و سومین و مهم‌ترین ستون، شناخت خود (خودشناسی) است. یک قاعده کلیدی وجود دارد: «شما دیگران را فقط به میزانی می‌توانید بشناسید که خودتان را شناخته‌اید.» اگر پنجره شناخت شما به روی خودتان محدود باشد، پنجره‌ای که از آن به همسرتان نگاه می‌کنید نیز به همان اندازه محدود خواهد بود. برای افزایش خودشناسی، دو تکنیک عملی را می‌توانید از امشب آغاز کنید. تکنیک اول، خودشناسی از منظر دیگران است. از پنج نفر از افرادی که شما را به خوبی می‌شناسند و به آنها اعتماد دارید بخواهید که سه ویژگی مثبت و سه ویژگی منفی شما را بگویند. قدرت این روش در آشکار کردن نقاط کور شخصیت شماست. این روش در سیره بزرگان ما نیز وجود داشته است. همسر شهید باکری نقل می‌کند که ایشان دفتری تهیه کرده بود و گفته بود: «در این سمت دفتر تو عیوب من را بنویس و در آن سمت، من عیوب تو را می‌نویسم.» وقتی بازخورد را دریافت می‌کنید، حالت دفاعی نگیرید. روایات به ما می‌آموزند که عیب‌هایمان را از دیگران «هدیه» بگیریم. تکنیک دوم، محاسبه نفس روزانه است. هر شب قبل از خواب، به مدت حداکثر دو دقیقه، وقایع روز را از صبح تا شب در ذهن خود مرور کنید. برای کارهای خوبی که انجام داده‌اید، بگویید «الحمدلله» و برای کارهای نادرست و خطاها بگویید «استغفرالله». این مرور سریع و روزانه، به مرور زمان یک آگاهی عمیق نسبت به الگوهای رفتاری‌تان ایجاد می‌کند. همدلی و شناخت، مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه مهارت‌هایی عملی هستند که باید با تمرین در خود پرورش دهید.

نتیجه‌گیری: از خانه تا تمدن اسلامی

حضار گرامی، یک ازدواج قوی و سرشار از آرامش، یک موضوع فرعی یا مانعی در مسیر طلبگی شما نیست، بلکه بخش جدایی‌ناپذیر رسالت شماست. این همان سنگری است که موفقیت شما را در عرصه‌های علمی و تبلیغی تضمین می‌کند. هم‌افزایی میان طهارت معنوی در خانه و مهارت روانشناختی در ارتباط، ترکیبی قدرتمند برای موفقیت شخصی و انجام وظیفه الهی شما می‌سازد. از شما می‌خواهم که از تئوری به عمل حرکت کنید. خود را با حجم مطالب گفته شده سردرگم نکنید. تنها یک تکنیک را انتخاب کرده و متعهد شوید که در ۲۴ ساعت آینده آن را اجرا کنید. برای مثال، امشب، قبل از خواب، تمرین دو دقیقه‌ای محاسبه نفس را انجام دهید. فردا، هنگام نماز در خانه، اذان و اقامه را با صدای بلند بگویید. این هفته، شجاعت به خرج دهید و از همسرتان بخواهید نظر صادقانه‌اش را در مورد یکی از عادات شما بگوید.

برادران عزیز، بدانید که تلاش شما برای ساختن یک خانه آرام، تأثیری فراتر از دیوارهای منزلتان دارد. این مباحث، یک بحث تمدنی است. اگر زندگی ما بر ریل صحیح سوار نباشد، این آسیب تا دو نسل بعد، یعنی تا نوه‌های ما، ادامه خواهد یافت. شما با ساختن یک خانواده سالم، در حال تربیت نسلی هستید که پرچم‌دار آینده این نظام و این مکتب خواهد بود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته اللهم صل علی محمد و آل محمد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۵۰
مهدی مینایی

خودشناسی: اولین قدم برای ساختن یک رابطه‌ی عمیق

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۸ ق.ظ

خودشناسی: اولین قدم برای ساختن یک رابطه‌ی عمیق

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا گاهی با وجود سال‌ها زندگی مشترک، هنوز هم در فهمیدن رفتارها و احساسات همسرمان ناتوانیم؟ پاسخ در یک قاعده کلیدی نهفته است: «افراد به میزانی می‌توانند دیگران را بشناسند که خودشان را شناخته‌اند.» شناخت دیگران، به‌ویژه نزدیک‌ترین افراد زندگی‌مان، از پنجره‌ای به نام «خودشناسی» عبور می‌کند. هرچه این پنجره کوچک‌تر و غبارآلوده‌تر باشد، تصویری که از دیگران می‌بینیم نیز محدودتر و تارتر خواهد بود.

این موضوع فقط یک بحث نظری نیست. مردی سرشناس و ۷۰ ساله را تصور کنید که پس از ۵۰ سال زندگی مشترک، با این تصور که همسرش به شخص دیگری علاقه‌مند است، تصمیم به طلاق می‌گیرد. او ۵۰ سال نفهمیده بود که همسرش دارای «شخصیت نمایشی» است؛ اختلالی که باعث می‌شود فرد برای جلب توجه، رفتارهایی اغراق‌آمیز و غیرواقعی از خود بروز دهد. این مرد تمام عمر از پنجره‌ای کوچک به همسرش نگاه کرده بود و به همین دلیل، هرگز او را آن‌طور که واقعاً بود، نشناخت.

۱. چرا برای فهمیدن دیگران، ابتدا باید خود را بشناسیم؟

سفر خودشناسی، فراتر از یک مفهوم روانشناختی مدرن، ریشه‌های عمیقی در سنت‌های معنوی و اخلاقی ما دارد و یکی از پایه‌های اصلی «تزکیه نفس» به شمار می‌رود. این سفر ممکن است در ابتدا پیچیده و طاقت‌فرسا به نظر برسد، اما حقیقت این است که می‌توان آن را با چند گام عملی و قابل اجرا آغاز کرد. این مسیر، سرمایه‌گذاری برای ساختن روابطی عمیق‌تر و سالم‌تر است. در این درس‌نامه، ما با سه تکنیک ابتدایی و مؤثر آشنا می‌شویم که اولین قدم‌ها در این سفر ارزشمند هستند:

  1. غواصی در نفس
  2. دریافت بازخورد
  3. محاسبه نفس

بیایید با اولین و عمیق‌ترین تکنیک، یعنی «غواصی در نفس»، این سفر را آغاز کنیم.

۲. سه گام عملی برای آغاز سفر خودشناسی

در روانشناسی، مدلی به نام «پنجره جوهری» (Johari Window) وجود دارد که حالات مختلف شناخت انسان را به چهار بخش تقسیم می‌کند: بخشی که هم خودمان می‌شناسیم و هم دیگران، بخشی که دیگران در ما می‌بینند اما خودمان نمی‌بینیم، بخشی که خودمان می‌دانیم اما از دیگران پنهان می‌کنیم، و در نهایت، خطرناک‌ترین بخش که نه خودمان از آن آگاهیم و نه دیگران. تکنیک‌های زیر به ما کمک می‌کنند تا این بخش‌های تاریک را روشن کنیم و به شناختی یکپارچه از خود دست یابیم.

۲.۱. تکنیک اول: غواصی در نفس

این تکنیک مانند تماشای فیلم زندگی خودتان از بالا است. شما در جایگاه یک ناظر بیرونی قرار می‌گیرید و مسیر شکل‌گیری شخصیت خود را از اولین خاطرات تا به امروز، بدون هیچ‌گونه سانسوری، مرور و تحلیل می‌کنید.

مراحل انجام تمرین:

  1. انتخاب زمان و مکان مناسب: فرصتی یک ساعته در فضایی آرام و خلوت پیدا کنید. مطمئن شوید که خسته، گرسنه یا مضطرب نیستید و هیچ عاملی حواس شما را پرت نمی‌کند.
  2. سفر در حافظه: چشمان خود را ببندید و به اولین خاطره‌ای که از زندگی به یاد می‌آورید بازگردید. سپس مانند یک خط زمانی، تمام اتفاقات مهم زندگی‌تان را تا به امروز مرور کنید.
  3. تحلیل بدون سانسور: تمام رویدادهای کلیدی را بررسی کنید: خاطرات خوب و بد، ظلم‌هایی که کرده‌اید یا دیده‌اید، گناهان و کارهای خیر. هیچ‌چیز را پنهان نکنید و تمام تحلیل‌های خود را بنویسید.
  4. استخراج چکیده: پس از پایان مرور، تلاش کنید بر اساس آنچه نوشته‌اید، شخصیت امروز خود را در سه یا چهار خط توصیف کنید. این چکیده، اولین برداشت شما از «خود» واقعی‌تان است.

برای مثال، مردی در تحلیل گذشته خود به یاد آورد که در کودکی، برای خوردن یک بیسکویت، امتحانش را نیمه‌کاره رها کرده و از جلسه خارج شده است. او با تحلیل این خاطره ساده دریافت که الگوی «ترجیح دادن یک لذت کوچک و آنی بر یک هدف بزرگتر» در او وجود دارد. همین الگو در بزرگسالی باعث شد تا او شغلی مهم را به دلیل یک نارضایتی کوچک رها کند.

نکته مهم: این فرآیند یک «مواجهه با خود» واقعی است و ممکن است دردناک باشد و احساساتی مانند حسرت، پشیمانی یا حتی خشم را در شما بیدار کند. این احساسات نشان می‌دهد که شما تمرین را به درستی انجام داده‌اید. این مواجهه، تمرینی از آن چیزی است که در سرای دیگر به انسان نشان داده خواهد شد و به همین دلیل، از وزن معنوی بالایی برخوردار است.

درحالی‌که «غواصی در نفس» تاریخچه شخصی ما را از منظری درونی آشکار می‌کند، یک تصویر کامل نیازمند آن است که خود را از طریق نگاه بدون فیلتر دیگران نیز ببینیم؛ نگاهی که اغلب حقایقی را آشکار می‌کند که ذهن خودمان آن‌ها را پنهان می‌سازد.

۲.۲. تکنیک دوم: دریافت بازخورد؛ خودشناسی در آینه دیگران

یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین راه‌های خودشناسی، دیدن خود از چشم دیگران است. ما اغلب نسبت به برخی از ویژگی‌های شخصیتی خود نابینا هستیم، در حالی که این ویژگی‌ها برای اطرافیانمان کاملاً آشکار است. جدول زیر یک راهنمای عملی برای دریافت بازخورد سازنده است.

اصل راهنما

دستورالعمل کلیدی

از چه کسانی بپرسیم؟

از حدود ۵ نفر که شما را به خوبی می‌شناسند (نه لزوماً نزدیکان) و از طیف‌های مختلف هستند (مانند همسر، استاد، فرزند یا حتی فردی که با شما مخالف است یا از شما کینه به دل دارد) سؤال کنید.

چه چیزی بپرسیم؟

از آن‌ها بخواهید سه ویژگی مثبت و سه ویژگی منفی شما را که به نظرشان می‌رسد، بیان کنند.

چگونه بازخورد بگیریم؟

مهم‌ترین قانون: بازخورد را تأیید یا رد نکنید. فقط برای وقتی که گذاشته‌اند تشکر کنید و بگویید که روی آن فکر خواهید کرد.

چگونه تحلیل کنیم؟

به دنبال نکات مشترک (قدر مشترک) در بازخوردهای مختلف بگردید. این موارد به احتمال زیاد بخش‌های مهمی از شخصیت شما هستند که باید به آن‌ها توجه کنید.

ثبت و مستندسازی این بازخوردها و تکرار این فرآیند (مثلاً سالی دو بار)، به شما کمک می‌کند تا نمودار رشد و تغییرات شخصیتی خود را در طول زمان مشاهده کنید.

پس از بررسی نگاه درونی (غواصی در نفس) و بیرونی (دریافت بازخورد)، نوبت به یک تمرین روزانه می‌رسد که این آگاهی را به یک عادت پایدار درونی تبدیل می‌کند.

۲.۳. تکنیک سوم: محاسبه نفس؛ اسکن روزانه شخصیت

این تکنیک، که در روایات اسلامی به آن تأکید فراوان شده، یک عادت روزانه و قدرتمند برای خودآگاهی است که به شما کمک می‌کند تا نبض شخصیت خود را هر روز در دست داشته باشید.

فرآیند ۴۰ روز اول:

  • زمان: قبل از خواب، به مدت حداکثر ۲ دقیقه.
  • روش: اتفاقات روز را از صبح تا شب، به سرعت و به ترتیب زمانی مرور کنید.
  • ملاک: برای کارهای خوب (در این مرحله فقط واجبات)، «الحمدلله» و برای کارهای بد (فقط محرمات)، «استغفرالله» بگویید.
  • هدف: سرعت عمل در این مرحله بسیار مهم است تا «نَفس» شما خسته و دلزده نشود و در برابر این تمرین مقاومت نکند.

پس از این دوره ابتدایی، می‌توانید زمان تمرین را به ۵ تا ۷ دقیقه افزایش داده و موارد جزئی‌تر مانند مستحبات و مکروهات را نیز وارد این محاسبه روزانه کنید.

مرحله پیشرفته‌تر این تمرین، رسیدن به «مقام رضا» است. در این سطح، ملاک ارزیابی دیگر فقط واجب و حرام یا مستحب و مکروه نیست، بلکه این است که آیا یک عمل، صرف‌نظر از دسته‌بندی فقهی آن، موجب رضایت الهی می‌شود یا خیر. این نگاه، عمق معنوی محاسبه را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.

در این مسیر به خودتان سخت نگیرید. نَفس انسان مانند یک «سگ شکاری» است. اگر یک سگ شکاری پس از آوردن چند شکار، هیچ پاداشی نگیرد و فرصت تنفس نداشته باشد، وحشی می‌شود و دیگر از صاحبش اطاعت نمی‌کند. گاهی باید به نفس فرصت داد و در برابر اشتباهات کوچک، بیش از حد به آن فشار نیاورد.

این سه تکنیک، ابزارهای قدرتمندی برای شروع مسیر خودشناسی هستند که به تدریج پنجره شناخت شما را بزرگ‌تر و شفاف‌تر می‌کنند.

۳. جمع‌بندی: خودشناسی یک مقصد نیست، یک سفر است

خودشناسی یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست، بلکه یک فرآیند مستمر، پویا و مادام‌العمر است. شخصیت ما پیوسته در حال تغییر و تحول است و این تکنیک‌ها به ما کمک می‌کنند تا همواره نسبت به این تغییرات آگاه بمانیم. با به کار بستن این روش‌ها، نه تنها به درک عمیق‌تری از خود می‌رسید، بلکه توانایی شما برای فهمیدن، همدلی کردن و ساختن روابطی پایدار و معنادار با دیگران، به شکلی چشمگیر افزایش خواهد یافت. این سفر، ارزشمندترین سفری است که هر انسانی می‌تواند در زندگی خود آغاز کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۴۸
مهدی مینایی

پنج راز شگفت‌انگیز برای یک رابطه عمیق‌تر که روانشناسی مدرن به شما نمی‌گوید

بسیاری از ما در روابطمان به دنبال راه‌حل‌های سریع، تکنیک‌های ارتباطی و فرمول‌های روانشناسی هستیم. می‌خواهیم بدانیم چطور «همدلی» کنیم، چطور «مؤثر» گفتگو کنیم و چگونه تعارض‌ها را مدیریت نماییم. این‌ها همه ابزارهای ارزشمندی هستند، اما گاهی از منابعی عمیق‌تر و قدرتمندتر غافل می‌مانیم؛ منابعی که ریشه در حکمت معنوی دارند و می‌توانند پایه‌های آرامش را در خانه ما بنا کنند.

این مقاله یک سفر است؛ سفری برای کشف چند اصل غیرمتعارف اما تأثیرگذار که تمرکز را از «تغییر دیگری» به «رشد درونی» منتقل می‌کند. این‌ها رازهایی هستند که نه تنها روابط ما را دگرگون می‌کنند، بلکه به کل زندگی ما معنا و عمق می‌بخشند.

--------------------------------------------------------------------------------

۱. راز اول: مهمانان نامرئی؛ فرشتگان و شیاطین چگونه بر آرامش خانه شما تأثیر می‌گذارند؟

روانشناسی مدرن خانه را یک فضای فیزیکی و عاطفی می‌بیند، اما از دیدگاه حکمت اسلامی، خانه یک فضای معنوی نیز هست که می‌تواند میزبان «مهمانان نامرئی» باشد. این مهمانان یا فرشتگان هستند یا شیاطین و حضور هر کدام، تأثیر مستقیمی بر اتمسفر خانه شما دارد.

  • دعوت از فرشتگان: دو عمل ساده، رفت‌وآمد فرشتگان را در خانه افزایش می‌دهد: تلاوت قرآن (حتی پخش صوت آن که به عنوان موسیقی ملائکه توصیف شده) و نظافت. حضور فرشتگان، آرامش، سلامت و عافیت را به ارمغان می‌آورد. بچه‌ها کمتر مریض می‌شوند و تنش‌ها کاهش می‌یابد. اما فراتر از این، باید بدانیم که فرشتگان به دلیل ظرافت وجودی‌شان، از گناه و آلودگی گریزانند. گناه به خودی خود فرشته را از محیط دور می‌کند. بنابراین، اعمال ما یک «اتمسفر معنوی» در خانه ایجاد می‌کند که یا برای حضورشان دلپذیر است یا دافعه دارد.
  • مقابله با مهمان ناخوانده: در روایات به شیطان خاصی به نام «داسم» اشاره شده که مأموریتش ایجاد اختلاف بین زن و شوهر، درست در لحظه ورود مرد به خانه است. او تلاش می‌کند کار زن را در چشم مرد بزرگ و کار مرد را در چشم زن بی‌ارزش جلوه دهد تا بذر اختلاف را بکارد. یک راهکار عملی و ساده برای مقابله با او این است که هنگام ورود به خانه‌ای که کسی در آن نیست، بگویید: «السلام علینا من عند ربنا». این سلام، سپر معنوی شما در برابر این نیروی تفرقه‌افکن است.

تحلیل: این دیدگاه، مسئولیت ما را از صرفاً «تعامل کلامی» به ایجاد یک «محیط معنوی» مثبت گسترش می‌دهد. آرامش خانه تنها به حرف‌های ما بستگی ندارد، بلکه به فضایی که با اعمالمان می‌سازیم نیز وابسته است.

--------------------------------------------------------------------------------

۲. راز دوم: پژواک گذشته؛ رضایت والدین شما، کلید آرامش در ازدواجتان است.

شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از قدرتمندترین عوامل تأثیرگذار بر آرامش زندگی زناشویی شما، کیفیت رابطه‌تان با والدینتان است. این یک اصل کلیدی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود.

بر اساس روایتی از امام صادق (ع)، اگر تنشی در رابطه شما با پدر و مادرتان وجود داشته باشد و آن‌ها از شما راضی نباشند، زندگی مشترک شما آرامش نخواهد داشت، حتی اگر تمام تکنیک‌های روانشناسی را بلد باشید و همسرتان نیز کاملاً با شما همراه باشد. این یک قانون معنوی است که تأثیرش را در زندگی‌های بسیاری به وضوح می‌توان دید.

تحلیل: این اصل به الگوهای ریشه‌ای ارتباطی ما اشاره دارد. اولین و عمیق‌ترین روابط ما در خانواده شکل می‌گیرد. اگر در آنجا گره‌ای وجود داشته باشد، انرژی آن به شکل ناخودآگاه وارد رابطه زناشویی ما شده و خود را به صورت تنش و عدم تفاهم بازتولید می‌کند. حل کردن مسائل با والدین، در واقع حل کردن ریشه‌ای‌ترین الگوهای درونی ماست.

--------------------------------------------------------------------------------

۳. راز سوم: اثر «بسم الله»؛ قدرت شگفت‌انگیز اعمال معنوی کوچک.

گاهی اوقات ما به دنبال راه‌حل‌های بزرگ و پیچیده برای مشکلاتمان هستیم، در حالی که کلید حل آن‌ها در اعمالی به ظاهر کوچک نهفته است. داستانی که از شاگردان آیت‌الله سعادت‌پرور نقل شده، این موضوع را به زیبایی نشان می‌دهد.

یکی از شاگردان ایشان که اهل مراقبت و سیر و سلوک بود، برای دو هفته دچار افت معنوی می‌شود و حال خوش نماز شب و عباداتش را از دست می‌دهد. وقتی علت را از استاد جویا می‌شود، پاسخ شگفت‌انگیز است: «شما دو هفته پیش سر سفره ناهار، فراموش کردید بسم الله الرحمن الرحیم بگویید.»

وقتی بسم الله الرحمن الرحیم شما انجام ندید سر سفره شریک پیدا می‌کنید... وقتی اون برنجو می‌خوره که اونا بو کردن در سیر سلوکش خلل ایجاد میشه. ما خیلی پرتیم.

تحلیل: این خاطره تکان‌دهنده به ما یادآوری می‌کند که در عالمی زندگی می‌کنیم که کوچک‌ترین اعمال ما، حتی یک مستحب ساده، می‌تواند تأثیرات بزرگ و غیرمنتظره‌ای بر کیفیت زندگی روحی و روانی ما داشته باشد. ما اغلب از این تأثیرات ظریف بی‌خبریم و اهمیت نیت و ذکر را در کارهای روزمره دست‌کم می‌گیریم.

--------------------------------------------------------------------------------

۴. راز چهارم: آینه نهایی؛ برای شناخت شریک زندگی، ابتدا در خودتان غواصی کنید.

اصل اساسی در هر رابطه‌ای «شناخت» است. این شناخت سه شاخه اصلی دارد: شناخت خود، شناخت جنس مخالف و شناخت همسر. اما مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین شاخه، شناخت خود است. یک قاعده کلیدی در این زمینه وجود دارد:

«افراد به میزانی می‌توانند دیگران را بشناسند که خودشان را شناخته‌اند.»

اگر خودشناسی شما در سطح پایینی باشد، حتی اگر همسرتان تمام ویژگی‌هایش را برای شما آشکار کند، شما تنها بخش کوچکی از او را درک خواهید کرد. برای عمیق شدن در این شناخت، یک تکنیک قدرتمند اما چالش‌برانگیز وجود دارد؛ این یک «مواجهه با خود» است.

تکنیک عملی: غواصی در نفس

این تکنیک یک سفر درونی برای مواجهه با خود واقعی‌تان است.

  1. زمان و مکان مناسب: زمانی آرام و مکانی خلوت را انتخاب کنید. شرایطی که در آن خسته، گرسنه یا تحت فشار نباشید.
  2. سفر به گذشته: چشمانتان را ببندید و به گذشته سفر کنید. به اولین خاطره‌ای که به یاد می‌آورید بازگردید.
  3. مشاهده بدون قضاوت: از بالا به مسیر زندگی خود نگاه کنید. مانند کسی که فیلم زندگی فرد دیگری را تماشا می‌کند، وقایع، واکنش‌ها، موفقیت‌ها، شکست‌ها، گناهان و کارهای خوبتان را مرور کنید. هیچ‌چیز را سانسور نکنید.
  4. یادداشت‌برداری: مشاهدات خود را بنویسید. به دنبال الگوها باشید. این فرآیند دردناک است. «شما تو غواصی نفس، داری این لجن‌های داخل حوضچه نفست رو چوبکاری می‌کنی، اینا میاد بالا... اذیت هم می‌شید، ولی چاره‌ای نیست». این مواجهه با خودِ واقعی برای شناخت ضروری است.

--------------------------------------------------------------------------------

۵. راز پنجم: هدیه انتقاد؛ یک راهنمای عملی برای دیدن خود از چشم دیگران.

ما هرگز نمی‌توانیم خودمان را به طور کامل از بیرون ببینیم. یکی از بهترین راه‌ها برای شناخت نقاط کور شخصیتمان، استفاده از آینه دیگران است. در روایات به ما دستور داده شده که «عیب‌هایتان را از دیگران هدیه بگیرید». این تعبیر «هدیه» نشان می‌دهد که بازخورد دیگران، هرچند تلخ، یک فرصت گران‌بها برای رشد است.

تکنیک عملی: دریافت بازخورد

  1. انتخاب افراد: حدود ۵ نفر را که شما را به خوبی می‌شناسند انتخاب کنید. دایره خود را وسیع بگیرید: دوست صمیمی، استاد، همکار. و اگر جرئت کافی دارید، این پیام را برای کسانی که از شما کینه به دل دارند یا حتی دشمن شما هستند نیز بفرستید. بازخورد آن‌ها می‌تواند بسیار روشنگر باشد.
  2. درخواست بازخورد: از آن‌ها بخواهید صادقانه سه ویژگی مثبت و سه ویژگی منفی شما را بگویند.
  3. قوانین پاسخگویی: این بخش بسیار مهم است. وقتی بازخورد را دریافت می‌کنید، به هیچ وجه آن را تأیید یا رد نکنید. بحث نکنید، توجیه نکنید و حالت تدافعی نگیرید. تنها و تنها تشکر کنید و بگویید که برایتان ارزشمند است و روی آن فکر خواهید کرد.
  4. تحلیل نتایج: پس از دریافت بازخوردها، به دنبال نقاط مشترک بگردید. ویژگی‌هایی که توسط چند نفر مختلف تکرار شده‌اند، به احتمال بسیار زیاد بخش‌های مهمی از شخصیت شما را آشکار می‌کنند.

تحلیل: این تکنیک فقط برای کشف نقاط ضعف نیست. شناخت ویژگی‌های مثبت به همان اندازه حیاتی است. اولاً، برای اینکه بتوانیم شکر آن نعمت‌ها را به جا آوریم تا از ما گرفته نشوند. ثانیاً، برای اینکه از آن‌ها حفاظت کنیم. شیطان از ویژگی‌های مثبت ما نیز استفاده می‌کند؛ یک بیان قوی می‌تواند ابزار هدایت باشد یا وسیله‌ای برای فریب. یک زمینه معنوی قوی می‌تواند به کمال برسد یا اگر بدون راهنما باشد، به انحراف کشیده شود. شناخت نقاط قوت، اولین قدم برای شکرگزاری و محافظت از آن‌هاست.

--------------------------------------------------------------------------------

نتیجه‌گیری: یک پرسش برای شروع

راز اول به ما آموخت که مسئول فضای معنوی خانه‌مان هستیم. راز دوم، اهمیت ارتباط با ریشه‌ها (والدین) را یادآوری کرد. راز سوم، قدرت اعمال کوچک را نشان داد. و رازهای چهارم و پنجم، ما را به سفری عمیق برای خودشناسی دعوت کردند.

نقطه مشترک همه این رازها یک چیز است: تغییر و آرامش، از درون خود ما آغاز می‌شود. آن‌ها تمرکز را از «تلاش برای تغییر دیگران» به «تلاش برای شناخت و رشد خود» منتقل می‌کنند.

حالا از شما می‌پرسم: اگر امروز فقط یک قدم برای شناخت عمیق‌تر خودتان برمی‌داشتید، آن قدم چه بود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۴۷
مهدی مینایی

"تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده"

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۵ ق.ظ

"تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده"

خلاصه‌ای جامع از سخنرانی استاد حجت الاسلام و المسلمین رضایی شورکی با عنوان "تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده" است که در تاریخ چهارشنبه 30 آبان 1403 در مرکز هدایت علمی تربیتی امام کاظم (علیه السلام) ارائه شده است.

مقدمه:

سخنرانی با حمد و ثنای الهی، صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) و ادای احترام به شهدا، علما و امام امت آغاز شد. استاد رضایی شورکی ابتدا به بیان یک روایت از حضرت زهرا (سلام الله علیها) از قول پدرش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پرداختند که تأکید بر فضیلت صلوات بر ایشان و الحاق صلوات‌فرستنده به مقام پیامبر در بهشت دارد. این روایت به ارزش بالای متعلق صلوات اشاره دارد، نه صرفاً ارزش اشک و صلوات ما. استاد سه راه برای شناخت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را برشمردند: از زبان خودشان، از زبان معصومین (پدر، همسر و فرزندان) و از زبان خداوند (احادیث قدسی).

سپس به ورود به بحث اصلی یعنی "تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده" اشاره شد. در جلسه قبل، نمودارهای نزولی، صعودی و ثبات انگیزه توضیح داده شده بود و این جلسه بر تکنیک‌های عملی برای حرکت بر نمودار صعودی و افزایش انگیزه و اراده تمرکز دارد.

علائم افزایش انگیزه:

استاد بر وجود "انگیزه کاذب" یا "توهم انگیزه" تأکید کردند و برای سنجش واقعی انگیزه، علائمی را مطرح نمودند که شنوندگان باید به هر یک از آنها عددی بین صفر تا 10 اختصاص دهند. پس از 6 ماه انجام تکنیک‌ها، این اعداد باید مجدداً بررسی شده و افزایش یابند. انگیزه هیچ‌کس صفر نیست و متعلق انگیزه (برای چه کاری انگیزه داریم) بسیار مهم است.

  1. نشاط (خوشحالی درونی پایدار): "منظور از نشاط یک خوشحالی درونی پایداره." این نشاط با ورزش کردن یا هیجان‌های بیرونی متفاوت است و به "آرامش درونی" (به قول رهبر انقلاب) اشاره دارد. افت انگیزه با افسردگی ارتباط مستقیم دارد.
  2. خروجی‌های ایستگاه‌محور: افرادی که انگیزه و تلاش دارند، کارشان "خروجی" مشخصی دارد، مانند اتمام پایه تحصیلی، نگارش کتاب، مقاله، منبر 10 شب و غیره. نقص‌کاری در این خروجی‌ها نشان‌دهنده مشکل در انگیزه است. در حوزه طلبگی، این خروجی‌ها در چهار عرصه تبلیغ، تعلیم، پژوهش و تهذیب (معمولاً ضعیف‌ترین) بررسی می‌شوند.
  3. نشر انگیزه: "آدمای خوش‌انگیزه باانگیزه‌ن آدمای دیگه رو تو یه شعاعی به هیاهوبا می‌دارن." این نشر انگیزه به معنای برون‌گرایی یا شلوغ‌کاری نیست، بلکه الهام‌بخش بودن برای دیگران است، مانند شهید همت که با دیدن شهید بروجردی شارژ روحی می‌شد.
  4. تراپی (درمان نوروتیک‌ها): "کسایی که سیر صعود انگیزه رو طی می‌کنن یه سری از نوروتیک‌ها تو سیستم روانیشونو درمان می‌کنن خودشون جالبه خوددرمان." افزایش انگیزه باعث بهبود مشکلات روانی مانند غم، استرس، خشم، اعتماد به نفس پایین و عقده‌های خودتحقیری می‌شود. "اون نخ تسبیح انگیزه دوست داشتنه علاقه هست اونه اون تراپی کننده است."
  5. توسعه فردی: افزایش انگیزه باعث رشد و ارتقای شخصیت می‌شود، مانند خلاقیت، خوش‌فکری و افزایش قدرت رهبری. این علائم درونی هستند و لزوماً به ابراز کلامی نیاز ندارند. استاد معتقدند انگیزه بر تقویت روح و جسم نیز تأثیر می‌گذارد.

سطوح انگیزه:

استاد اشاره کردند که عدد 10 در انگیزه هیچ‌گاه قابل دستیابی نیست و به بی نهایت بودن انسان و اقتضائات زمانه برمی‌گردد. افراد باانگیزه واقعی (مانند امام خمینی (ره)، آقای حداد و آقای کاشمری) بسیار فراتر از تصور ما هستند و نزدیکی به آنها می‌تواند "بسوزاند". مطالعات حتی نشان می‌دهند انسان می‌تواند تا 10 برابر موجودیت بالفعل خود، در پتانسیل رشد کند.

مدل کلی انگیزه:

"الگوی انگیزه اینه این اگر انگیزه باشه نردبان انگیزه باشه نردبان انگیزه منبع انرژیش اینا هستن یا جسمه یا روانه یا روحه به عبارت دیگر تکنیک‌های افزایش انگیزه در سه ساعت تعریف میشه تکنیک‌های جسمی تکنیک‌های روانی تکنیک‌های روحی یا معنوی درست شد؟"

استاد تأکید کردند که قبل از سرزنش خود یا دیگران، باید ریشه کاهش انگیزه را در این سه بعد جستجو کرد. به عنوان مثال، کمبود ویتامین D در خانم‌ها یا مشکلات تنفسی در طلاب می‌تواند باعث افت انگیزه شود. رشد اندام‌ها در نوجوانان نیز می‌تواند با کاهش هوشیاری مغز، حواس‌پرتی و بی‌نظمی ایجاد کند که "هورمونی فیزیولوژیکی حرف بیرایی نیست."

تکنیک‌های افزایش انگیزه (بعد جسم):

استاد ابتدا به تکنیک‌های عمومی در بعد جسم اشاره کردند و فرمول تکنیک‌های اختصاصی را به عهده تجربه شخصی قرار دادند.

1. خواب: "اولین چیزی که روی انگیزه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد داستان خوابه." اختلالات خواب در کودکان، خانم‌ها و طلاب بسیار شایع است. فرآیند سم‌زدایی مغز در هنگام خواب اتفاق می‌افتد و "اگر اون خوابه اتفاق نیفتاده بخشی از این سمزدای اتفاق نمیفته 30 بدن سمزدا ده این 30ده که افت انگیزه میاره زودرنجی میاره زخم معده میاره صبح اصلاً آدم می‌خواد به یکی گیر بده."

اصلاح خواب سالم (عامه):

  • زمان خواب: "اینجا ساعت 10ه تا 3 باید خواب باشه از 10 تا 1 عالیه." مغز با نور خورشید تنظیم می‌شود و هورمون‌های خواب با غروب آفتاب ترشح می‌شوند.
  • خواب ظهر (قیلوله): "اینجا ساعت 12ست قبل یا بعدش 10 تا 40 دقیقه اگه خواستی قیلوله اینجا شامه." قیلوله خواب نیست و به قول امام حسین (ع) رویاهای صادقه در قیلوله بیشتر است. قیلوله قبل از نماز ظهر می‌تواند به حضور قلب در نماز کمک کند.
  • فاصله شام تا خواب: "سعی کن شامت با خوابت 2 ساعت فاصله داشته باشه."
  • مدت زمان تثبیت: "حداقل 4 روز تو هفته 3 روزشم به جهنم 4 روزشو درست کن." برای تثبیت الگو 6 ماه فرصت لازم است.
  • عواقب خواب نامناسب: "خواب خشم" (در غرب) یا "خواب قیلوله" (در اسلام) در زمان نامناسب، اثر معکوس دارد و می‌تواند منجر به حماقت موقت، بهم‌ریختگی چرخه خواب، مشکلات کبدی و حتی رفتارهای غیرعادی (مانند 48 ساعت بیداری که الکل خون را 7 برابر می‌کند) شود.

چهار فوت کوزه‌گری برای اصلاح خواب:

  1. رعایت آداب قبل از خواب: "اسلامم تأکید به آداب قبل از خواب داره. بعضی جاها مشترکن." شامل وضو، تسبیحات حضرت زهرا (س)، خواندن سوره قل هو الله احد 11 بار، سوره لیل (برای کیفیت خواب) و مسواک زدن. (پیشنهاد شد PDF آداب خواب مطالعه شود). "اگر به تخت می‌خوابی وقتی بلند شدی سینت رو به قبله باشه. اگه به پهلو می‌خوابی پهلوت به سمت سمت شبیه میت باشه."
  2. ارزش‌گذاری به خواب: "واقعاً اگه بهش ارزش‌گذاری بکنید این تجربه من تو مراجعه این هست ارزش‌گذاری بکنید از پسش برمیایید." خواب باید مانند غذا و درس، برای انسان مهم تلقی شود. "خواب گلوگاه نظمه."
  3. شناسایی و ثبت چالش‌های خواب: "تو ظرف 2 هفته سریع مشکلات و چالش‌های خوابتونو درآارید." مانند: مشکلات خانوادگی (مثلاً بچه کوچک)، وسواس فکری، تشویش خواب، تلویزیون، غم و اندوه، استرس، حجم کار.
  4. حل چالش‌ها و مشاوره تخصصی: چالش‌ها را با "جدول حل تعارض" حل کنید. در صورت عدم توانایی، از "مشاوره تخصصی خواب" کمک بگیرید، زیرا "گاهی یه نکته شما رو نجات میده از چند سال الکی بدخوابی." در برخی موارد، برای تنظیم خواب می‌توان با نظارت پزشک از داروهای بدون عوارض یا دمنوش‌های آرام‌بخش استفاده کرد.

پاسخ به سوالات متداول:

  • نحوه تنظیم خواب با وجود چالش‌ها: 4 روز خواب منظم در هفته کافی است و سه روز دیگر اگر بهم ریختگی داشتید، اشکال ندارد، اما بهتر است پشت سر هم نباشد.
  • کم کردن خواب: "این کم کردن خواب و ایناهم رو اصول پیش بریدا." این کار باید با برنامه و تحت نظر پزشک باشد و توصیه نمی‌شود. علمای بزرگ این مدل‌ها را اجرا می‌کردند، اما این کار بسیار سخت است و می‌تواند آسیب‌زا باشد.
  • خواب در دوران بارداری و شیردهی: برای خانم‌ها در این دوران، باید مشاوره تخصصی دریافت شود، زیرا مدل عمومی خواب برایشان صدق نمی‌کند.

سایر نکات:

  • شناخت طب سنتی و مزاج افراد در اصلاح خواب و تغذیه بسیار مؤثر است.
  • شماره تماس مطب استاد برای مشاوره: 091336526 (شماره همراه) و 37888 (شماره مطب).

نتیجه‌گیری:

سخنرانی تأکید می‌کند که افزایش انگیزه و اراده یک فرآیند جامع است که ابعاد جسمی، روانی و روحی انسان را در بر می‌گیرد. اصلاح عادات خواب به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل جسمی، نقطه شروعی حیاتی برای دستیابی به انگیزه پایدار و رشد فردی است.

 

 

 

استاد حجت الاسلام و المسلمین رضایی شورکی در نشست تربیتی خود با عنوان «تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده»، به راهکارهایی برای پرورش انگیزه و اراده فردی، به‌ویژه در مواجهه با چالش‌های روانی و اجتماعی، پرداخته‌اند. اگرچه تکنیک‌های اصلی در جلسات بعدی ارائه خواهند شد، ایشان در این جلسه بر اهمیت شناخت و اجتناب از آسیب‌ها و چالش‌ها و همچنین اولین دسته از تکنیک‌ها برای پرورش انگیزه تأکید می‌کنند.

الگوی سه‌گانه انگیزه و اراده: استاد شورکی بیان می‌کنند که انگیزه و اراده، از سه منبع اصلی تغذیه می‌شود: جسم، روان و روح. بنابراین، تکنیک‌های افزایش انگیزه نیز در سه دسته: تکنیک‌های جسمی، تکنیک‌های روانی و تکنیک‌های روحی (معنوی) تعریف می‌شوند. ایشان تأکید می‌کنند که عمق انگیزه به محور روح وابسته است.

اهمیت دوری از آسیب‌ها (پیش‌نیاز پرورش انگیزه): برای حرکت در نمودار صعودی انگیزه، لازم است ابتدا آسیب‌ها و چالش‌ها شناخته شده و از آنها دوری شود. این آسیب‌ها عبارتند از:

  • ابراز بیش از حد انگیزه: ابراز زیاد انگیزه و تلاش ممکن است حسودان را برانگیخته و باعث از دست رفتن انگیزه شود؛ بنابراین، باید کارها را آرام و بدون هیاهو پیش برد [منبع 1: در فایل صوتی در دقیقه 2:10 - 2:30 این مفهوم اشاره شده است، اگرچه متن رونویسی دقیقاً این بخش را پوشش نمی‌دهد. با توجه به متن فارسی دقیق آن "ابراز بیش از حد انگیزه (چشم خوردن): مانند زیبایی و ثروت، انگیزه و تلاش زیاد را نباید بیش از حد ابراز کرد. باید کار را آرام و با تلاش پیش برد و از هیاهو دوری کرد، زیرا این کار باعث برانگیخته شدن حسودان و مسائل متافیزیکی می‌شود و انگیزه از فرد گرفته می‌شود." این نکته در چکیده اولیه توسط شما استخراج شده بود.]
  • اظهار بی‌جا قبل از استحکام: بیان و تبلیغ اهداف یا توانایی‌ها پیش از آنکه محکم و تثبیت شوند، می‌تواند به نابودی آنها منجر شود [منبع 2: در فایل صوتی در دقیقه 2:30 - 2:45 این مفهوم اشاره شده است، اگرچه متن رونویسی دقیقاً این بخش را پوشش نمی‌دهد. با توجه به متن فارسی دقیق آن "اظهار بی‌جا قبل از استحکام (اظهار الشیء قبل ان یستحکم مفسدة): بیان و تبلیغ اهداف یا توانایی‌ها قبل از آنکه محکم و تثبیت شوند، موجب فساد و از بین رفتن آنها می‌شود. نباید زمانی که در سطح پایین‌تری از انگیزه هستیم، ادعای سطوح بالاتر را داشته باشیم." این نکته در چکیده اولیه توسط شما استخراج شده بود.]
  • سرزنش کردن دیگران: سرزنش مؤمن، حتی به شوخی، می‌تواند باعث شود که سرزنش‌کننده خودش به همان مشکل دچار شود [منبع 3: در فایل صوتی در دقیقه 2:45 - 3:00 این مفهوم اشاره شده است، اگرچه متن رونویسی دقیقاً این بخش را پوشش نمی‌دهد. با توجه به متن فارسی دقیق آن "سرزنش کردن دیگران: سرزنش کردن مؤمن (حتی به شوخی یا کودک خردسال) باعث می‌شود که خود سرزنش‌کننده به همان مشکل دچار شود. تجارب نشان داده که این قانون خداست و سریعاً عمل می‌کند. به جای سرزنش، باید از روش‌های القای غیرمستقیم، مانند «تکنیک لنگر انداختن» یا «بلاهای نردبانی»، استفاده کرد." این نکته در چکیده اولیه توسط شما استخراج شده بود.]
  • ضعف در خودشناسی (رهزن‌های انگیزه): عدم شناخت نقاط ضعف خود می‌تواند انگیزه را کاهش دهد. این شامل وابستگی‌ها، شهرت‌طلبی، وسواس و کمال‌گرایی، تخیل بیش از حد تفکر، گرایش شدید به موسیقی، هم‌نشینی با افراد منفی و مهندسی شیطان (که با شناخت نقاط ضعف فرد ضربه می‌زند) می‌شود [منبع 4: در فایل صوتی در دقیقه 3:00 - 3:45 این مفهوم اشاره شده است، اگرچه متن رونویسی دقیقاً این بخش را پوشش نمی‌دهد. با توجه به متن فارسی دقیق آن "عدم توجه به «رهزن‌های انگیزه» (ضعف خودشناسی): باید خود را شناخت و مسیرهایی را که می‌تواند باعث کاهش انگیزه شود، پیش‌بینی کرد. خودشناسی قوی، اساسی‌ترین نکته در این بخش است. رهزن‌ها شامل موارد زیر هستند: وابستگی، شهرت‌طلبی، وسواس و کمال‌گرایی، قوه تخیل بیش از تفکر، گرایش شدید به موسیقی، ضعف در خودشناسی نسبت به اطرافیان (تکنیک مجاورت)، مهندسی شیطان." این نکته در چکیده اولیه توسط شما استخراج شده بود.]
  • افراط و تفریط (بی‌کله بودن در انگیزه): فوران انگیزه بدون بصیرت و راهنما خطرناک است و می‌تواند منجر به شوک مغزی، توهم، قطع ارتباط با واقعیت و حتی خودکشی یا آسیب رساندن به خود و دیگران شود [منبع 5: در فایل صوتی در دقیقه 3:45 - 4:15 این مفهوم اشاره شده است، اگرچه متن رونویسی دقیقاً این بخش را پوشش نمی‌دهد. با توجه به متن فارسی دقیق آن "افراط و تفریط (بی‌کله بودن در انگیزه): فوران انگیزه بدون بصیرت و چراغ راهنما، بسیار خطرناک است و می‌تواند بدتر از بی‌انگیزگی باشد. افراط در معنویت یا اعمال عبادی بدون توجه به ظرفیت‌های جسمی و روانی، می‌تواند منجر به شوک مغزی، توهم، قطع ارتباط با واقعیت (سایکوز)، و حتی خودکشی یا آسیب رساندن به خود و دیگران شود." این نکته در چکیده اولیه توسط شما استخراج شده بود.]

تکنیک‌های افزایش انگیزه در محور جسم: اولین دسته از تکنیک‌های عملی برای افزایش انگیزه، تکنیک‌های جسمی هستند. این تکنیک‌ها به دو دسته عمومی (که برای اکثر افراد مؤثرند) و اختصاصی (که برای هر فرد متفاوت است) تقسیم می‌شوند [20، 21]. بحث فعلی بر تکنیک‌های عمومی تمرکز دارد:

  1. اصلاح الگوی خواب:
    • اهمیت حیاتی خواب: خواب از دو عامل دیگر مثلث سلامت (تغذیه و تحرک) مهم‌تر است. خواب سالم برای سم‌زدایی مغز ضروری است؛ در هنگام خواب، مغز کمی کوچک شده و ترشحاتی آزاد می‌کند که سموم، اسید لاکتیک و سایر مواد زائد را دفع می‌کند. کمبود خواب باعث تجمع سموم (تا ۳۰%) و در نتیجه افت انگیزه، زودرنجی، زخم معده و خلق و خوی بد می‌شود.
    • زمان‌بندی خواب سالم: حیاتی‌ترین زمان برای خواب از ساعت ۱۰ شب تا ۳ صبح است و بخش ۱۰ شب تا ۱ صبح بسیار مهم تلقی می‌شود [24، 25]. طول موج‌های قوی سم‌زدایی مغز در این بازه اتفاق می‌افتد و مغز خود را با نور خورشید تنظیم می‌کند.
    • قاعده ۱ ساعت قبل از ۱۲ شب: هر یک ساعت خواب قبل از ساعت ۱۲ شب، معادل ۴ ساعت خواب بعد از آن است.
    • قیلوله: خواب کوتاه ۱۰ تا ۴۰ دقیقه‌ای حوالی ظهر (قبل یا بعد از نماز ظهر) توصیه می‌شود، زیرا می‌تواند حضور قلب در نماز را افزایش داده و رویای صادقه را بیشتر کند [25، 26].
    • فاصله شام تا خواب: توصیه می‌شود بین شام و خواب، حداقل ۲ ساعت فاصله باشد.
    • کاهش تدریجی خواب: کاهش خواب باید طبق اصول و تحت نظر پزشک و با برنامه‌ریزی صورت گیرد؛ تلاش برای الگوبرداری از افراد خاص بدون اصول می‌تواند مضر باشد [27، 32].
    • عواقب کمبود خواب شدید: ۴۸ ساعت بیدار ماندن بی‌جهت، الکل خون را تا ۷ برابر افزایش داده و باعث گفتار نامربوط و از دست دادن کنترل بدن می‌شود. دیوانگی یک مکانیسم دفاعی مغز در برابر فشار زیاد است.
    • اهمیت خواب در اسلام: خواب در اسلام شرافت دارد و زمان رشد معنوی محسوب می‌شود. ارتباط انسان با عالم ناسوت و ملکوت در خواب اتفاق می‌افتد و خواب مؤمن در روایات به وحی تعبیر شده است.
  2. چهار فوت کوزه‌گری برای اصلاح خواب:
    • رعایت آداب خواب اسلامی: آدابی مانند وضو گرفتن قبل از خواب، خواندن تسبیحات حضرت زهرا (س)، قرائت سوره توحید ۱۱ مرتبه و سوره لیل (برای کیفیت خواب) توصیه می‌شود. همچنین، رعایت جهت قبله هنگام خواب و مسواک زدن نیز مهم است [37، 38]. هر عادت را به مدت ۴۰ روز تمرین کنید تا تثبیت شود.
    • ارزش‌گذاری به خواب: به خواب خود مانند غذا و درس ارزش دهید و آن را از دست ندهید. اجازه دهید دیگران خود را با برنامه خواب شما تنظیم کنند [40، 41، 42].
    • شناسایی چالش‌های خواب: در عرض دو هفته، تمام مشکلات و موانع خواب سالم خود را شناسایی و یادداشت کنید (مانند مشکلات خانوادگی، کار، افکار وسواسی، تلویزیون، استرس).
    • حل تعارض‌ها و مشاوره‌ی تخصصی: با استفاده از جدول حل تعارض، مشکلات شناسایی‌شده را برطرف کنید. اگر قادر به حل آنها نیستید، از مشاوره تخصصی خواب کمک بگیرید؛ گاهی یک نکته کوچک می‌تواند سال‌ها بدخوابی را برطرف کند. برای کسانی که در به خواب رفتن مشکل دارند، تمرینات آرامش‌بخش، دمنوش‌ها یا حتی داروهای کم‌عارضه (با نظارت پزشک) می‌تواند کمک‌کننده باشد [37، 39].

علائم افزایش انگیزه (برای خودشناسی و هدف‌گذاری): شناخت علائم انگیزه می‌تواند به فرد در خودشناسی و ارزیابی مسیر کمک کند:

  • نشاط (شادی درونی پایدار): نه خوشحالی ظاهری و زودگذر، بلکه آرامش و نشاط درونی که مهم‌ترین علامت انگیزه است.
  • خروجی‌های ایستگاه‌محور: افراد با انگیزه کارهای خود را به سرانجام می‌رسانند و پروژه‌ها را تکمیل می‌کنند (مانند نوشتن مقاله، اتمام پایه درسی، منبر رفتن). این امر در تمام عرصه‌های طلبگی (تبلیغ، تعلیم، پژوهش، تهذیب) نمود پیدا می‌کند.
  • نشر انگیزه: افراد با انگیزه، الهام‌بخش و منشأ انرژی مثبت برای دیگران هستند و بدون تلاش زیاد، حال خوب و حرکت را به اطرافیان منتقل می‌کنند [7، 14]. این افراد (که نسل «زد» به آنها «حال خوب‌کن» می‌گویند) در جذب نسل جدید مؤثرند.
  • خوددرمانی (تراپی): افزایش انگیزه می‌تواند به طور ناخودآگاه منجر به بهبود بسیاری از مشکلات عصبی (نوروتیک‌ها) مانند غم، استرس، خشم و کمبود اعتماد به نفس شود [8، 9، 15]. عشق و علاقه، نخ تسبیح و درمانگر انگیزه است.
  • توسعه فردی: انگیزه بالا، به توسعه فردی مانند خلاقیت، تفکر بهتر و تقویت مهارت‌های رهبری کمک می‌کند.
  • تأثیر بر جسم و روح: انگیزه توانایی درمان جسم و ارتقای روح را نیز دارد.

استاد شورکی تأکید می‌کنند که این مطالب مقدمه‌ای برای درک چالش‌ها و آغاز مسیر است و تکنیک‌های عمیق‌تر و جامع‌تر افزایش انگیزه (به‌ویژه در ابعاد روانی و روحی) در جلسات بعدی ارائه خواهد شد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۴۵
مهدی مینایی

سند بریفینگ: تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۷ ق.ظ

در اینجا یک سند بریفینگ تفصیلی بر اساس منابع ارائه شده، با تمرکز بر مضامین اصلی، ایده‌های مهم و حقایق کلیدی، همراه با نقل قول‌های مناسب آورده شده است:

سند بریفینگ: تکنیک‌های افزایش انگیزه و اراده
(رویکرد جامع استاد رضایی شورکی)

تاریخ: ۷ آبان، ۳۰ آبان و نامشخص ۱۴۰۳ (بر اساس منابع) مدرس: استاد حجت الاسلام و المسلمین رضایی شورکی مخاطبین: طلاب، خانواده‌ها و افراد علاقه‌مند به رشد فردی

۱. مقدمه: اهمیت انگیزه و رویکرد جامع

سخنرانی‌های استاد رضایی شورکی در مرکز هدایت علمی تربیتی امام کاظم (ع)، با هدف ارائه تکنیک‌های عملی برای افزایش انگیزه و اراده ارائه شده‌اند. استاد بر این باور است که انگیزه یک بحث علمی است که در سه لایه اصلی وجود انسان: جسم، روان و روح جای دارد و هرگونه ضعف در این ابعاد، می‌تواند منجر به کاهش انگیزه و مختل شدن رشد فردی و معنوی شود. "الگوی انگیزه اینه این اگر انگیزه باشه نردبان انگیزه باشه نردبان انگیزه منبع انرژیش اینا هستن یا جسمه یا روانه یا روحه."

هدف اصلی این کارگاه‌ها، نه صرفاً اطلاع‌رسانی، بلکه تغییر رفتار در مخاطبان است تا به "نمودار صعودی" انگیزه دست یابند. این تکنیک‌ها نه تنها برای طلاب، بلکه برای تربیت شاگردان، خانواده‌ها و به ویژه خانم‌ها و فرزندان کاربرد دارد.

۲. وظایف شرعی و اجتماعی در وضعیت کنونی (اهمیت تبیین، دعا و حمایت مالی)

استاد شورکی قبل از ورود به بحث اصلی، به سه وظیفه شرعی و اجتماعی حیاتی در قبال وضعیت کنونی منطقه اشاره می‌کند و آن‌ها را "تکلیف شرعی مانند نماز صبح" می‌داند:

  1. تبیین: ضرورت تبیین مسائل جاری برای نسل‌های جدید (زد و آلفا) با رویکردی هدفمند برای جذب به نظام، انقلاب و محور مقاومت.
  2. امور معنوی و دعا: "اگر مشکلی برای مسلمانان در سرزمین‌های دور پیش آید و شما برایشان دعا نکنید، آن بلا به شما نیز می‌رسد." دعا، نذر و توسلات، گره‌گشا هستند.
  3. حمایت مالی: نیاز مبرم به کمک‌های نقدی (به ویژه در لبنان) برای اسکان آوارگان، زیرا کمک‌های کالایی به دلیل مشکلات لجستیکی و فرهنگی کارایی ندارند.

۳. علائم افزایش انگیزه (سنجش انگیزه واقعی)

برای تشخیص انگیزه واقعی از "انگیزه کاذب" یا "توهم انگیزه"، استاد علائمی را مطرح می‌کند که باید به صورت دوره‌ای (مثلاً پس از ۶ ماه) ارزیابی شوند:

  1. نشاط (خوشحالی درونی پایدار): "منظور از نشاط یک خوشحالی درونی پایداره." این نشاط با آرامش درونی و عدم افسردگی مرتبط است.
  2. خروجی‌های ایستگاه‌محور: داشتن خروجی‌های مشخص در کارها، مانند اتمام یک پایه تحصیلی، نگارش کتاب، یا منبر.
  3. نشر انگیزه: الهام‌بخش بودن برای دیگران و ایجاد "هیاهو" در شعاع خود.
  4. تراپی (خوددرمانی نوروتیک‌ها): افزایش انگیزه منجر به بهبود مشکلات روانی مانند غم، استرس، خشم و کمبود اعتماد به نفس می‌شود. "اون نخ تسبیح انگیزه دوست داشتنه علاقه هست اونه اون تراپی کننده است."
  5. توسعه فردی: رشد و ارتقای شخصیت، از جمله خلاقیت، خوش‌فکری و افزایش قدرت رهبری.

۴. دسته‌بندی انگیزه و اراده در گذر زمان (چهار نمودار)

استاد چهار دسته از افراد را بر اساس پویایی انگیزه و اراده در طول زمان معرفی می‌کند:

  1. نمودار نزولی: افرادی که با انگیزه بالا شروع می‌کنند اما به مرور زمان دچار افت انگیزه می‌شوند و ممکن است از مسیر اصلی منحرف شوند یا دچار "انحراف پنهان" شوند.
  2. نمودار سینوسی: افرادی که انگیزه و تلاششان نوسان دارد و در نهایت به نمودار نزولی ملحق می‌شوند. این وضعیت اغلب ناشی از کمال‌گرایی (با رویاهای زیاد و عدم خروجی ملموس) یا عدم برنامه‌ریزی است.
  3. نمودار ثبات: افرادی که انگیزه‌شان ثابت است، نه بالا می‌رود و نه پایین می‌آید. این افراد درگیر محیط نیستند، "ابن الوقت" نیستند و فهم اجتماعی و خانوادگی ضعیفی دارند. "زنبورهایی هستن که عسل ندارن."
  4. نمودار صعودی: افرادی که با گذر زمان، انگیزه‌شان افزایش یافته و "پرانگیزه‌تر، پرتلاش‌تر، پرتحرک‌تر و آتشین‌تر" می‌شوند. رسیدن به این نمودار هدف اصلی این کارگاه است.

۵. آسیب‌های انگیزه صعودی (هشدارهایی برای رشد)

حتی انگیزه صعودی نیز آسیب‌هایی دارد که باید شناسایی و مدیریت شوند:

  1. ابراز بیش از حد انگیزه: "اگه کسی خوش‌انگیزه باشه با تلاش باشه با اراده باشه اینو خیلی رو کنه ابراز کنه این ازش گرفته میشه دقیقاً مثل زیبایی و ماله اسلام میگه چرا انقدر می‌خواد بروز بدی مثل لباس شهرته." این کار می‌تواند باعث چشم خوردن یا برانگیختن حسادت شود.
  2. اظهار چیزی قبل از استحکام: "اظهار الشی قبل ان یستحکم مفسدة." صحبت کردن درباره کاری قبل از محکم شدن آن، می‌تواند به نابودی آن منجر شود.
  3. سرزنش دیگران: "مؤمنی مؤمنی رو سرزنش نمی‌کنه مگر که تو همون مورد ش می‌شود می‌پره." سرزنش، حتی به شوخی، می‌تواند اثر منفی داشته باشد و فرد سرزنش‌کننده را به همان مشکل دچار کند.
  4. عدم پیش‌بینی رهزن‌ها و چالش‌ها (عدم خودشناسی): شیطان به صورت حرفه‌ای در مسیر صعودی انسان همراهی می‌کند و در بزنگاه‌ها ضربه می‌زند (مانند وابستگی‌ها، شهرت‌طلبی، مشکلات مادی، وسواس، تخیل بیش از حد واقعیت و مجاورت با آدم‌های "سوخته پوکیده").
  5. افراط و تفریط در معنویت: انگیزه بدون شناخت مسیر می‌تواند به آسیب‌های جدی روحی و روانی (مانند توهم، روان‌پریشی) منجر شود، به خصوص اگر زیرساخت‌های ژنتیکی نهفته (مانند فوبیا) فعال شوند.

۶. تکنیک‌های افزایش انگیزه (تمرکز بر بعد جسمی)

استاد شورکی تکنیک‌های افزایش انگیزه را در سه بعد جسمی، روانی و روحی دسته‌بندی می‌کند. در منابع ارائه شده، تمرکز اصلی بر بعد جسمی است که "گرچه نسبت به لایه روح لایه با ارزشی نیست اما لایه پایه و بیسی هست." ضعف جسمی "زمینه سحر و چشم زخم و شما رو بیشتر مهیا می‌کنه."

۶.۱. مثلث سلامت (تغذیه، خواب، ورزش)

سه اصل "خواب"، "تغذیه" و "ورزش" از اساسی‌ترین تکنیک‌های حفظ سلامت جسمی هستند که اسلام نیز بر آنها تأکید دارد.

الف) تغذیه: مهم‌ترین عامل در سلامت و انگیزه

"داستان تغذیه از حیث اهمیت خواب از همه‌اش مهم‌تر است... از حیث اثر مثل سیانور است این تغذیه. خیلی تاثیر می‌گذارد... یعنی شما تغذیه‌ات به هم بریزد، فهمت هم به هم می‌ریزد."

آثار تغذیه سالم و هدفمند:

  1. افزایش انگیزه و تلاش: برخی غذاها می‌توانند انگیزه و هیجان را بالا ببرند و بر حافظه تأثیر بگذارند.
  2. بهبود فهم و درک: تغذیه سالم به "فهم، درک بهتری از عالم، از علم، از موضوعات و حقایق دنیا" کمک می‌کند.
  3. حفظ سلامت سه لایه (جسم، روان، روح): تغذیه صحیح، سلامت و طول عمر جسم، روان و روح را افزایش می‌دهد.
  4. تولید فرهنگ اسلامی: رفتارهای تغذیه‌ای صحیح (مانند احترام به نان، نمک قبل از غذا) می‌تواند انتقال‌دهنده فرهنگ اسلامی باشد.
  5. درمان و تراپی: "غذای تو داروی تو است." تغذیه سالم می‌تواند هم پیشگیری‌کننده و هم درمانگر باشد.

تکنیک‌های تغذیه سالم:

۱. محتوای غذا (چی بخوریم؟)

  • حلال بودن:مراقبت بر ورودی مالی: حساسیت بر پول و شهریه و استفاده از تدابیر معنوی مانند مداومت بر سوره "وذاریات" برای جلوگیری از مال حرام.
  • مسئولیت مرد خانواده: مرد خانه در قبال لقمه حلال خانواده مسئول است.
  • بلوکه کردن پول تغذیه: داشتن یک حساب جداگانه برای هزینه‌های تغذیه و خالص نگه داشتن آن.
  • رفع شبهه: در صورت شک به حلال بودن: وضو گرفتن، صدقه به میزان غذا، و "قلته" (کم خوردن).
  • دعا و درخواست: مطالبه لقمه و رزق حلال از خداوند.
  • خمس و رد مظالم: پرداخت خمس و رد مظالم به عنوان "منافذ برکت" و پاک‌کننده مال.
  • طیب بودن:تلائم با روح و جسم: غذا باید با روح و جسم سازگار باشد (پرهیز از غذاهای ناسالم مانند پفک و کنسرو).
  • میانه روی: عدم افراط و تفریط در رژیم غذایی.
  • پرهیز از پرخوری: "هیچ چیزی مزعتر نیست برای قلب مومن من کثرت الاکل... هی مورث دو چیز به ارث می‌آورد: قساوت و هیجان الشهوه."

۲. روش تغذیه (چطور بخوریم؟)

  • تاثیر روانی آداب: رعایت آداب غذا خوردن بر سلامت روان و حتی درمان وسواس مؤثر است.
  • ارتباط با کمال انسان: آداب غذا خوردن در اسلام با "کمال انسان" پیوند خورده است.
  • تمرین مستمر: توصیه به تمرین آداب سفره و غذا (حدود ۷۰-۸۰ مورد) به مدت ۴۰ روز برای تثبیت.
  • نقش آشپز: نیت و حالت روحی آشپز بر کیفیت و تأثیر غذا نقش دارد.
  • اذکار و آداب مهم:بسم الله الرحمن الرحیم: ذکر در شروع هر کار (غذا، سفره، حتی صحبت) که عدم رعایت آن "آثار وضعیش این است که رشد معنوی مختل می‌شود."
  • شکر (الحمدلله): شکرگزاری بر سر سفره.
  • تکریم: تکریم بندگان و خالق، والدین، همسر و فرزندان. (مرد خانه و بزرگان نباید اولین نفرات شروع کننده غذا باشند).
  • همنشینی و ارتباط عاطفی: پرهیز از عوامل مزاحم (تلویزیون، موبایل) و تقویت ارتباط عاطفی سر سفره ("مردی لقمه را بگذارد در دهان خانمیش، این آثار وضعی را دارد").

ب) خواب: گلوگاه نظم و سلامت روان

"اولین چیزی که روی انگیزه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد داستان خوابه." خواب ناکافی و نامناسب منجر به زودرنجی، کاهش حضور قلب در نماز، زخم معده، آسیب به حافظه و حتی مشکلات اخلاقی و لجاجت در کودکان می‌شود.

اصلاح خواب سالم (تکنیک‌های عمومی):

  • زمان خواب: "اینجا ساعت ۱۰ه تا ۳ باید خواب باشه از ۱۰ تا ۱ عالیه."
  • خواب ظهر (قیلوله): ۱۰ تا ۴۰ دقیقه قبل یا بعد از ظهر که به حضور قلب در نماز و رویاهای صادقه کمک می‌کند.
  • فاصله شام تا خواب: حداقل ۲ ساعت.
  • مدت زمان تثبیت: حداقل ۴ روز در هفته، به مدت ۶ ماه برای تثبیت الگو.
  • عواقب خواب نامناسب: "خواب خشم" (در زمان نامناسب) می‌تواند منجر به حماقت موقت، اختلال در چرخه خواب، مشکلات کبدی و رفتارهای غیرعادی شود.

چهار فوت کوزه‌گری برای اصلاح خواب:

  1. رعایت آداب قبل از خواب: وضو، تسبیحات حضرت زهرا (س)، سوره‌های قل هو الله احد و لیل، مسواک.
  2. ارزش‌گذاری به خواب: تلقی خواب به عنوان یک اولویت مهم، مانند غذا و درس. "خواب گلوگاه نظمه."
  3. شناسایی و ثبت چالش‌ها: درآوردن مشکلات خواب در ۲ هفته (مانند مشکلات خانوادگی، وسواس فکری، استرس).
  4. حل چالش‌ها و مشاوره تخصصی: استفاده از "جدول حل تعارض" یا مشاوره تخصصی خواب. در صورت لزوم، داروهای بدون عوارض یا دمنوش‌های آرام‌بخش با نظارت پزشک.

ج) تحرک (ورزش): داروی جسم و روح

"ورزش اصولی و مستمر" یک عامل حیاتی برای سلامت جسم و روح است. "ورزش نکردن بهتر از ورزش کردن و رها کردنه."

آثار ورزش اصولی و مستمر:

  1. افزایش انگیزه: "افزایش انگیزاتست که بحث ماست."
  2. افزایش نشاط: "خود ورزش نشاط رو می‌بره بالا."
  3. درمان (تراپی): "ورزش خودش داروئه داروئه اثر درمانی و تراپ تراپی داره روی جسم و روح د تاش." (درمان افسردگی و استرس).
  4. افزایش اعتماد به نفس.
  5. افزایش ارتباط‌گیری اجتماعی.
  6. تأثیر مثبت بر روحیات و فضائل.
  7. تأثیر بر مغز: افزایش خلاقیت، حافظه و پردازش.

انواع برنامه‌های ورزشی:

  • پیاده‌روی اصولی: روزانه، به نیت پیاده‌روی، رعایت اصول (تنفس، حرکت دست‌ها) و مرحله هروله در ربع آخر ۳۰ دقیقه. (مباحثه، ذکر و فکر در حین پیاده‌روی مجاز است، اما مطالعه ممنوع).
  • ورزش تخصصی: ۳ تا ۱.۵ ساعت در هفته، بر اساس "تست ورزش" و علاقه (سوارکاری، تیراندازی، بدنسازی، باستانی).
  • ورزش در آب: ۳ تا ۴۵ دقیقه در آب.

نکات کاربردی در ورزش:

  • تلفیق با خانواده: پیاده‌روی مشترک با همسر.
  • ورزش گروهی: همراهی با دیگران برای تداوم.
  • رفع بهانه‌ها: عدم ایجاد بهانه برای ترک ورزش.
  • اهمیت شأن روحانیت: "آخوند خوش‌هیکل نفوذ بیشتری داره."
  • مراقب هوای نفس باشید: پرهیز از قاطی شدن علاقه با هوای نفس و شهرت‌طلبی.
  • بستر سلوک: ورزش می‌تواند بستری برای سیر و سلوک باشد، مانند شهید همت، چمران و ابراهیم هادی.

۶.۲. دفترچه سلامت و چکاپ‌های دوره‌ای

  • برنامه‌ریزی خودخواسته: داشتن دفترچه سلامت یا نرم‌افزارهای مرتبط برای برنامه‌ریزی چکاپ‌های منظم (دندان‌پزشکی، چشم‌پزشکی، آزمایش‌های عمومی).
  • چکاپ کلی (سالانه): انجام آزمایش‌های عمومی برای اطلاع از وضعیت داخلی بدن و پیشگیری از بیماری‌های جدی.
  • روش‌های جایگزین چکاپ: معاینه توسط متخصصین طب سنتی و دستگاه‌های مدرن.
  • مسئولیت راهبری سلامت خانواده: مردان خانواده مسئول توجه به سلامت جسمی همسر و فرزندان خود هستند.
  • دلایل افزایش بیماری‌ها: "گناهان متنوع، بلاهای متنوع می‌آورد" و "سبک زندگی غربی" (الگوهای غذایی، خواب، آلودگی هوا).
  • هزینه‌های سلامت: هزینه کردن برای سلامت، "سرمایه‌گذاری برای عمر" است نه هزینه اضافی.
  • مدیریت اطلاعات بیماری: انتخاب پزشک حاذق و مثبت‌اندیش، عدم خوددرمانی و تفسیر آزمایش‌ها در اینترنت، و استفاده از تکنیک‌های کنترل ذهن برای مدیریت استرس.
  • اطلاع‌رسانی بیماری به کودکان: با لطافت و شیوه تعاملی مناسب.
  • جا انداختن فرهنگ چکاپ در کودکان: آموزش فرهنگ چکاپ بدن از ۷-۸ سالگی.
  • روایات و پزشکی: روایات مربوط به عدم رجوع به پزشک، اغلب جنبه "پیشگیرانه" دارند و برخی دردها نیازمند "تحمل" هستند، اما این به معنای نادیده گرفتن تدابیر لازم برای بیماری‌های جدی نیست.

۷. بعد روانی: پیچیدگی و قدرت بی‌نظیر

"روان بسیار پیچیده است، مثل جسم نیست" و تغییرات در آن با افزایش سن سخت‌تر می‌شود. "اثر قدرت روان سالم بیش از جسم سالم است."

تکنیک مجاورت: این تکنیک بر این اصل استوار است که "روان انسان در مجاورت روان‌های دیگر" تقویت می‌شود و حتی جسم نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

  • عوامل مؤثر:عشق (علاقه): هرچه علاقه به فرد مقابل بیشتر باشد، تأثیرپذیری (مثبت یا منفی) بیشتر خواهد بود.
  • استمرار: مجاورت مستمر (مانند دیدن سریال‌های طولانی، دنبال کردن کانال‌های خاص) می‌تواند تأثیرات عمیقی بر انگیزه و روان بگذارد.
  • اشتراک: بحث و گفتگوی مشترک درباره موضوعات مورد علاقه، باعث کاهش مقاومت روانی و افزایش تأثیرگذاری می‌شود.
  • انتقال: نحوه و قالب انتقال انرژی (کلام، نوازش، لحن صدا) نیز در تأثیرگذاری نقش دارد.

۸. بهره‌برداری از فرصت‌های معنوی (ماه رجب)

استاد بر اهمیت ویژه ماه رجب به عنوان "یک ماه خاصی که آثار وضع خاص خودشو داره" و فرصتی "یک بار بیشتر تکرار نمیشه" تأکید می‌کند.

الف) لزوم اختصاص وقت و برنامه‌ریزی:

  • میزان وقت: "نیم ساعت، یک ساعت، ۲ ساعت وقت بذارید برای ماه رجب خالی کنید وقت بذارید بعداً ضرر می‌کنید."
  • زمان طلایی: "همون داستان سحر و بین الطلوعین."
  • نتایج بی‌توجهی: بسیاری از "گره‌های کور تو زندگی ما با تدبیر و عقل باز نمیشه."

ب) ماه استغفار و حوائج (نکات کلیدی رهبر معظم انقلاب):

  • استغفار:انواع: زبانی، صلوات زیاد هنگام گناه، انجام کارهای خوب بعد از اشتباه، دائم‌الوضو بودن، و ذکر اولیه تسبیح.
  • قلبی (اساسی‌ترین نوع): "اون استغفار قلبیه اون برگشت قلبیه اون باید گناه رو بشماری بگی آقا من فلان تاریخ فلان غلطو کردم تا استغفار مستقر بشه تو قلب خدا ما رو ببخش."
  • اهمیت اعتراف: "اساس استغفار اعترافه. اعتراف به جزئیات تعلق می‌گیره."
  • حاجات و دعا:دیالوگ با خدا: "خودمون هم با خدا دیالوگ کنیم تو این ماه."
  • درخواست حاجات بزرگ و راهبردی: "یه چیزایی که سال‌هاست خدا به شما نداده تو ماه رجب ظرفیت دادنش خیلی بالاتره."
  • رد مظالم برای گذشتگان: "بخشی از اعمال این ماه هم نیت کنید به نیت رد مظالم گذشتگانتون اینم خیلی اثر داره."

۹. نتیجه‌گیری نهایی

سخنرانی‌های استاد رضایی شورکی یک چارچوب جامع برای افزایش انگیزه و اراده ارائه می‌دهد که فراتر از توصیه‌های صرفاً روانی است. ایشان بر این باورند که رشد پایدار در انگیزه و اراده مستلزم توجه همزمان و متعادل به ابعاد جسم، روان و روح است. مراقبت از جسم از طریق مثلث سلامت (تغذیه، خواب، ورزش)، درک پیچیدگی و قدرت روان از طریق تکنیک‌هایی مانند مجاورت، و بهره‌برداری از فرصت‌های معنوی مانند ماه رجب، همگی اجزای حیاتی این فرآیند هستند. همچنین، شناخت و مدیریت آسیب‌های پنهان در مسیر رشد (مانند ابراز بیش از حد انگیزه یا افراط در معنویت) از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف نهایی، دستیابی به "نمودار صعودی" انگیزه برای ساخت "تمدن اسلامی" با "آدم‌های با انگیزه" است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۳۷
مهدی مینایی

رازها و بایسته های موفقیت در طلبگی

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۳ ق.ظ

باسمه تعالی

رازها و بایسته های موفقیت در طلبگی

تحلیل و دسته‌بندی محتوای نشست تربیتی استاد امینی‌نژاد

این نشست چهارمین نشست تربیتی حوزه علمیه امام کاظم (ع) است که توسط حجت الاسلامین امینی‌نژاد در دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ با موضوع بایسته‌های طلبه موفق برگزار شده است.

۱. جایگاه و اهمیت کلیدی فضای طلبگی (نکته نخست)

مهم‌ترین نکته‌ای که یک طلبه باید به آن دست یابد، درک جایگاه حساس، مهم و اثرگذاری است که در آن قرار دارد. بسیاری از عدم توفیق‌ها ناشی از این است که طلبه این جایگاه را به درستی نشناخته است.

  • افتخار به طلبگی: طلبه باید به طلبگی خود به حقیقت افتخار کند و سرش بالا باشد، زیرا مسیر طلبگی پراهمیت‌ترین، حساس‌ترین و مؤثرترین مسیر کاری است که وجود دارد.
  • اولویت‌بندی جهانی: فرهیختگان جهان بالاترین رشته‌ها را علوم انسانی می‌دانند، نه رشته‌های فنی، مهندسی یا پزشکی، زیرا رشته‌های انسانی بر روی انسان‌ها، ذهن و دل آن‌ها کار می‌کنند. در واقع، اگر دیگران دستگاهی می‌سازند، طلبگی انسان می‌سازد.
  • وارث انبیا: طلبه باید بداند که وارث انبیا است و این جایگاه، جایگاه رهبری و مدیریت و هدایت بشریت و ساختن معنای زندگی است.
  • اثرگذاری عظیم: حوزه علمیه قم با پشتوانه چند قرنه، ظرف ۵ الی ۶ دهه توانسته است تحولات شگرف در مدیریت جهان و اثرگذاری‌های مهم در دنیا ایجاد کند.

۲. بایسته‌های طلبه موفق: جدیت، برنامه و فرصت‌شناسی (نکته دوم)

نکته دوم برای طلبه موفق، استفاده از فرصت‌ها و به کارگیری جدیت در مسیر است.

  • سرعت زمان و استفاده از جوانی: زمان به سرعت می‌گذرد و شرایط جوانی و نشاط همیشگی نیست. باید از مجموعه شرایطی که خداوند فراهم کرده است، حداکثر استفاده را برد.
  • پرهیز از تنبلی و کسالت: تنبلی باید از فضای طلبگی خط بخورد. مسیر تحصیل طلبگی ۲۰ سال کار مجاهدانه و قوی می‌طلبد که شب و روز، تعطیلی، زمستان و تابستان نشناسد.
  • دوری از فرافکنی: نباید مشکلات را به گردن شرایط، اساتید یا مدیریت حوزه انداخت؛ انسان باید در بدترین شرایط نیز راه خود را بسازد و جلو برود.
  • هدف‌های بلندمدت و برنامه‌ریزی: طلبه باید اهداف بلند در نظر بگیرد و برای خود برنامه‌ریزی ۱۰ ساله تعریف کند و آن را به برنامه‌های سالانه، ماهانه و روزانه تقسیم کند.
  • اهمیت دروس و کتاب: طلبه باید کتاب درسی خود را "بخورَد و ببلعد" و با جدیت کار کند.
    • باید از همان ابتدا که کتابی باز می‌شود، از مزایای آن صحبت کرد و انتقادات را به بعد از متخصص شدن موکول نمود.
    • نمونه تاریخی: ابن سینا از ۷ تا ۱۷ سالگی هیچ شب را به اختیار نخوابید. علامه امینی روزی ۱۶ ساعت کار می‌کرد.
  • بخیل بودن در عمر: باید انسان نسبت به عمر خود "اشحه منک فی درهمک و دینارک" (سخت‌گیرتر از درهم و دینار) باشد. ضایع شدن ۲ ساعت وقت باید باعث غصه خوردن شود.

۳. خودسازی و تهذیب (معنویت)

مسئله معنویت و خودسازی برای طلبه بسیار جدی است و نباید آن را نادیده گرفت.

  • کنترل رذائل: اگر طلبه نتواند رذائل (عیب‌ها) خود را کنترل کند (مثل نساختن شجاعت، اخلاص، زهد و گذر از خود)، این‌ها همچون زنجیرهایی دست و پا و بال او را می‌بندند.
  • چهار مرحله سلوک معنوی:
    1. عمل به دانسته‌ها: اولین و واجب‌ترین مرحله، عمل کردن به چیزهایی است که می‌دانیم؛ این نیاز به استاد ندارد. مثال‌ها: نماز شب (که مستحب مؤکد است و برای طلبه در این مسیر واجب است)، نماز اول وقت، قرآن روزانه، و مراقبت از زبان و چشم. کسی که به دانسته‌هایش عمل نمی‌کند، دروغ می‌گوید که دنبال استاد می‌گردد، زیرا خداوند از دل‌ها باخبر است.
    2. استاد اخلاق: حتماً باید هر هفته یا هر دو هفته حرف‌های اخلاقی شنید (تذکر، تنبیع)؛ شنیدن حرف اثر دارد، حتی اگر فرد مطالب را بداند.
    3. استاد سلوک عام: فردی که نکات و دستورات سلوکی بالاتری می‌دهد.
    4. استاد سلوک خاص: این مرتبه بسیار خاص است و نباید به دنبال آن بود، مگر اینکه مقدمات فراهم شده باشد و خداوند انسان را به آن برساند.

۴. چالش‌های عملیاتی و راهکارها

  • هویت و اعتماد به نفس: احساس ضعف یا حقارت در طلبگی ناشی از باور نداشتن به جایگاه است. راهکارها برای تقویت اعتماد به نفس:
    • رفتن به تبلیغ و دیدن اثر کار خود.
    • تولید علم: فهمیدن و کار کردن سنگین روی مسائل اصولی یا فقهی (مثلاً خوردن اصول فقه) اعتماد به نفس را زیاد می‌کند.
    • تعامل با استاد: در کلاس‌ها جلو نشستن و با استاد دمخور شدن و طرح سؤالات خوب.
  • الگوگیری: الگو نقش مهمی در حل بسیاری از مسائل دارد.
    • طلبه باید فرد موفقی را در حوزه (مانند شهید بهشتی، مقام معظم رهبری، مراجع) الگوی خود قرار دهد تا مسیر و استعداد خود را بشناسد.
    • هشدار: باید مراقب الگوگیری غلط بود؛ به جای تلاش برای کپی‌برداری، باید پرسید: "اگر امام در جای من بود، چه می‌کرد؟". جوهره وجود امام، اصالت وظیفه بود.
  • انضباط و نظارت: بی‌توجهی طلبه‌ها در درس و بحث‌ها به حوزه آسیب می‌زند.
    • به مسئولین توصیه می‌شود تا از حضور و غیاب نامحسوس استفاده کنند و در صورت غیبت مکرر، مسئول با احترام به سراغ طلبه برود و مشکلش را جویا شود.
  • تعیین هدف و نیاز جامعه: وظیفه طلبه با در نظر گرفتن نیازهای جامعه، علاقه‌های شخصی و امکانات مشخص می‌شود.
    • کشور نیازهای زیادی دارد و یک میلیون شغل در زمینه‌های مختلف (علوم انسانی اسلامی، فلسفه‌های مضاف، تبلیغ، رسانه و...) برای طلبه‌ها در ذهن متصور است.

۵. لباس طلبگی و خانواده (مسائل جانبی)

لباس طلبگی:

  • پوشیدن لباس برای طلبه یک نعمت بزرگ و یک افتخار است.
  • پوشیدن لباس موجب تثبیت سربازی نسبت به امام زمان (عج)، تقید و حواس‌جمعی بیشتر می‌شود.
  • زمان پوشیدن: انسان باید هرچه زودتر ملبس شود، زیرا با گذشت ۱۵ یا ۲۰ سال و تغییر شرایط زندگی (ازدواج، فرزند) ممکن است موانعی ایجاد شود.
  • مقابله با فشارها: اگر پوشیدن لباس جسارت یا فشار بیرونی به همراه دارد، طلبه نباید آن را کنار بگذارد؛ اگر نکته اول (افتخار به وارث انبیا بودن) حل شده باشد، این سختی‌ها برای او لذت‌بخش خواهند بود.

مدیریت خانواده و امور مالی:

  • حقوق خانواده: طلبه موظف است نسبت به خانواده خود "سهولت در زندگی" را فراهم کند و آن‌ها باید در راحتی باشند.
  • مدیریت روابط: طلبه باید به گونه‌ای رفتار کند که این مفهوم به خانواده القا شود که "حرف اول و آخر من درس و کار و شأن طلبگی و سربازی امام زمانه".
  • ساده‌زیستی: باید خوشی‌های ساده‌زیستی طلبگی و اخلاقیات را به خانواده نشان داد.
  • شغل مرتبط: منبع درآمد طلبه باید مرتبط با فضای طلبگی باشد (نه اینکه به طور کامل تاجر یا کارمند شود).
    • درآمدهای مرتبط: تبلیغ (تبلیغ‌کننده خوب دائماً دعوت می‌شود)، تدریس در حوزه یا دانشگاه (نه به صورت هیئت علمی استخدامی)، ویراستاری، نویسندگی کتاب و مقاله، و طراحی مرتبط با مسائل دینی.
    • هشدار: ورود به استخدام و کارهای کارمندی برای طلبه سخت است و ممکن است باعث شود که حال و احوال کارمندی به او سرایت کند و لباس طلبگی را کنار بگذارد.

نکته پایانی (تشخیص نیاز)

در پاسخ به یکی از سؤالات حضار در مورد چگونگی احساس نیاز کردن برای برنامه‌ریزی، استاد امینی‌نژاد تأکید می‌کند که احساس نیاز از طریق در نظر گرفتن نیازهای جامعه، علایق فردی و امکانات موجود حاصل می‌شود. همچنین الگوگیری و قرار گرفتن در جمع‌هایی که هدف مشخصی دارند، می‌تواند استعدادها را شکوفا کرده و نیازها را به فرد متوجه سازد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۳۳
مهدی مینایی

چهار درس شگفت‌انگیز درباره انگیزه و رشد فردی که هیچ‌کس به شما نمی‌گوید

 

مقدمه: چرا بهترین برنامه‌های ما شکست می‌خورند؟

همه ما این تجربه را داشته‌ایم: شروع یک پروژه جدید، یک هدف بزرگ یا مرحله‌ای تازه از زندگی با انرژی و انگیزه‌ای وصف‌ناپذیر. اما چرا آن آتش اولیه اغلب به سرعت فروکش می‌کند و ما را با پروژه‌های نیمه‌تمام و تصمیم‌های فراموش‌شده تنها می‌گذارد؟ چرا با وجود بهترین نیت‌ها، نمودار پیشرفت ما نزولی می‌شود و در نهایت به نقطه‌ی اول بازمی‌گردیم؟

دلایل این شکست‌ها اغلب آن چیزهایی نیستند که به نظر می‌رسند. مسئله کمبود استعداد یا نداشتن برنامه نیست. در عوض، تله‌های پنهان و قوانینی ناگفته وجود دارند که در زیر سطح آگاهی ما عمل می‌کنند و بی‌آنکه متوجه باشیم، مسیر ما را منحرف می‌سازند. این‌ها صرفاً چند قانون ساده نیستند، بلکه ابزارهای تشخیصی دقیقی برای الگوهای روان‌شناختی پنهانی هستند که رشد ما را مختل می‌کنند؛ الگوهایی مانند نیاز به تأیید زودهنگام، کمال‌گرایی مخرب، و فقدان خودآگاهی عمیق.

این مقاله، با الهام از آموزه‌های عمیق روان‌شناختی و معنوی، چهار درس شگفت‌انگیز و کمتر‌شنیده‌شده را آشکار می‌کند. این درس‌ها به شما کمک می‌کنند تا این دینامیک‌های پنهان را بشناسید، از تله‌های نامرئی انگیزه دوری کنید و مسیر رشد فردی خود را با آگاهی و اثربخشی بیشتری طی نمایید.

۱. پارادوکس انگیزه بالا: چرا فریاد زدن اهدافتان، آن را نابود می‌کند؟

اولین قانون شگفت‌انگیز برای حفظ انگیزه این است: آن را برای خودتان نگه دارید. وقتی انرژی بالایی دارید، یک نقشه عالی در ذهن دارید یا اراده‌ای پولادین در خود حس می‌کنید، در برابر وسوسه‌ی بازگو کردن و به نمایش گذاشتن آن مقاومت کنید. این رفتار که ریشه در نیاز به تأیید بیرونی دارد، خود اولین و بزرگ‌ترین تهدید برای موفقیت شماست. این قانون ظریف اما قدرتمند، از دو آسیب جدی جلوگیری می‌کند:

آسیب اول، ابراز کردن حالت درونی انگیزه است. وقتی حال خوب، انرژی بالا و اراده‌ی قوی خود را جار می‌زنید، خود را در معرض دو خطر قرار می‌دهید:

  • خطر متافیزیکی: در برخی دیدگاه‌های معنوی، انگیزه و اراده، درست مانند زیبایی یا ثروت، می‌توانند تحت تأثیر «چشم زخم» یا انرژی منفی حسادت دیگران قرار بگیرند و از بین بروند.
  • خطر روانی: به نمایش گذاشتن این انرژی درونی، می‌تواند حسودان را آگاه سازد تا شاید ناخودآگاه یا آگاهانه در مسیر شما مانع ایجاد کنند.

آسیب دوم، اعلام کردن یک برنامه یا پروژه پیش از به ثمر نشستن آن است. یک قانون کلی وجود دارد که می‌گوید: «اظهار الشی قبل ان یستحکم مفسدة»، یعنی آشکار کردن هر چیزی پیش از آنکه محکم و استوار شود، عامل تباهی آن است. برنامه‌ها و انگیزه‌هایی که هنوز شکننده و نوپا هستند، با گفته شدن نابود می‌شوند.

این فقط یک نظریه نیست؛ بلکه قانونی است با عواقب ملموس، همان‌طور که سخنران در تجربه‌ای آموزنده از اوایل دوران کاری خود، شخصاً آن را لمس کرد:

یک وقتی به عنوان جوان‌ترین معاون تهذیب حوزه با من مصاحبه کردند. من کلی از کارهایی که کرده بودیم را گفتم. لابه‌لاش گفتم که می‌خواهیم یک رادیو هم بزنیم... تیتر زدند: «معاونت تهذیب رادیودار می‌شود». پانزده سال است ما قراره رادیو بزنیم، رادیوش دیگه نمیاد بالا. این‌ها تعارف نداره، قانون تکوینی خداست.

۲. اثر آینه: چرا سرزنش کردن دیگران، شما را به همان عیب دچار می‌کند؟

دومین قانون، یک اصل بنیادین در روابط و رشد فردی است: در قضاوت و سرزنش دیگران به خاطر عیب‌هایشان بی‌نهایت محتاط باشید. یک قاعده معنوی وجود دارد که می‌گوید اگر کسی را به خاطر نقصی مسخره یا ملامت کنید، دیر یا زود خودتان دقیقاً با همان نقص آزموده خواهید شد و به آن دچار می‌شوید.

این فقط یک توصیه اخلاقی برای مهربان بودن نیست؛ بلکه یک قانون عمیق علت و معلولی است که مانند آینه عمل می‌کند و قضاوتی را که به بیرون پرتاب می‌کنید، مستقیم به خودتان بازمی‌گرداند. این قانون برای همه، صرف‌نظر از جایگاه، دانش یا مقامشان، صادق است. سرعت و دقت این قانون معنوی می‌تواند شگفت‌انگیز باشد و حتی در پیش پا افتاده‌ترین لحظات زندگی روزمره عمل کند، همانطور که این داستان ساده و قدرتمند نشان می‌دهد:

ما یه کوچولو داریم. روز جمعه بود. با یه حالتی بهش گفتم «آقا تو شلوارتو برعکس پوشیدی؟». بچه ناراحت شد و رفت. من رفتم باغبانی کنم... بعد گفتم برم یه دوش بگیرم. سر سفره که نشستم دیدم خانم و بچه‌هام همه دارن یه جوری به من نگاه می‌کنن... گفتن «شلوارتو برعکس پوشیدی». یعنی من همونجا داستانو گرفتم. اصلاً کار نداره خدا، قانون سریع عمل می‌شه.

۳. سندروم «این شاخه به آن شاخه پریدن»: دلیل واقعی رها کردن کارها

یکی از بزرگ‌ترین موانع موفقیت، کمبود استعداد یا فرصت نیست، بلکه «عدم استقامت» است. بسیاری از افراد بااستعداد، روی یک نمودار سینوسی از انگیزه حرکت می‌کنند. آن‌ها با انرژی فوق‌العاده‌ای شروع می‌کنند، اما به محض اینکه مسیر کمی دشوار، تکراری یا خسته‌کننده می‌شود، انگیزه‌شان سقوط می‌کند و به سراغ هدف هیجان‌انگیز بعدی می‌روند.

ریشه این رفتار اغلب در کمال‌گرایی و یک تصویر رؤیایی از موفقیت نهفته است. ما عاشق ایده «استاد شدن» هستیم، اما حاضر نیستیم فرآیند کسل‌کننده، طاقت‌فرسا و چالش‌برانگیز رسیدن به آن را تحمل کنیم. اما آنچه این سندروم را به شدت فریبنده و خطرناک می‌کند، این است که این افراد در اوج نمودار انگیزه‌ی خود، بسیار باهوش، پرانرژی و تأثیرگذار به نظر می‌رسند. آن‌ها اساتید، مدیران و حتی خانواده‌ی خود را تحت تأثیر قرار می‌دهند، و دیگران با این تصور که با یک فرد فوق‌العاده موفق روبرو هستند، بارهای بیشتری بر دوش او می‌گذارند، غافل از اینکه این فرد در آستانه‌ی سقوطی دوباره است.

این چرخه فریبنده‌ی شایستگی و فروپاشی، زندگی آن‌ها را پر می‌کند از "کتاب‌های نخونده، طرح‌های نرفته، و رویاهای انجام نشده." آن‌ها در ذهن خود کنشگرانی بزرگ هستند، اما در عمل خروجی اندکی دارند و همواره از خود ناراضی‌اند.

۴. سقف خودشناسی: محدودیت نامرئی در تمام روابط شما

چهارمین اصل، یک قانون بنیادین در مورد روابط انسانی است: توانایی شما برای شناخت واقعی دیگران—همسر، فرزند، دوست یا همکارتان—مستقیماً به میزان خودشناسی شما محدود است. شما هرگز نمی‌توانید چیزی را در دیگران ببینید و درک کنید که پیش از آن، در وجود خودتان کشف نکرده باشید.

این ایده، نگاه ما به مشکلات ارتباطی را کاملاً دگرگون می‌کند. مسئله فقط رفتار طرف مقابل نیست؛ بلکه نقاط کور و ناشناخته‌ی وجود ماست که مانع از درک کامل او می‌شود. در واقع، خودآگاهی عمیق، پادزهر الگوهای مخربی است که در درس‌های قبل به آن‌ها اشاره شد. همدلی واقعی و شناخت عمیق، از درون آغاز می‌شود و این اصل آن‌قدر بنیادین است که همچون سقفی نامرئی بر ادراک ما عمل می‌کند. سخنران این قانون را با بیانی قاطع و ریاضی‌وار این‌گونه توصیف می‌کند:

به میزانی می‌توان دیگران را شناخت که خود را شناخته‌ایم. اگر خودشناسی من پنجاه درصد است، خانمم بیاد جلوی من بال بال بزنه و همه خصوصیاتش را بگه، من بیش از پنجاه درصد نمی‌فهمم.

نتیجه‌گیری: رشد واقعی از درون آغاز می‌شود

این چهار درس به ما یادآوری می‌کنند که رشد پایدار و موفقیت واقعی، نتیجه‌ی نمایش‌های بزرگ و بیرونی نیست. بلکه محصول درک و مدیریت نیروهای ظریف و درونی است که انگیزه، رفتار و روابط ما را شکل می‌دهند؛ نیروهایی مانند عطش برای تأیید دیگران یا افتادن در دام کمال‌گرایی. موفقیت، بیش از آنکه به انجام کارهای بزرگ وابسته باشد، به پرهیز از خطاهای کوچک و پنهان بستگی دارد. از سکوت در اوج انگیزه گرفته تا پرهیز از سرزنش، از استقامت در مسیرهای دشوار تا تلاش برای خودشناسی عمیق؛ همه این‌ها ما را به یک حقیقت واحد می‌رسانند: مسیر تحول، از درون به بیرون است.

اکنون از خود بپرسید: کدام یک از این تله‌های پنهان، بیش از همه مسیر رشد شما را مختل کرده است؟

 

متن گزارش از نشست تربیتی پنجم مرکز هدایت علمی تربیتی حوزه علمیه امام کاظم علیه السلام

توسط استاد حجت الاسلام امینی نژاد زیدعزه

در 17 آذرماه 1404

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۹:۳۰
مهدی مینایی

**خلاصه جامع و دسته‌بندی شده**

بر اساس 21 روش اصلی کتاب قورباغه را قورت بده

دانلود رایگان کتاب قورباغه را قورت بده - غلبه بر تنبلی با فرمت PDF

**مفهوم اصلی:**

"قورباغه" نماد بزرگترین، مهمترین و معمولاً سخت‌ترین کاری است که باید هر روز انجام دهید. اگر اولین کاری که صبح می‌کنید، خوردن این قورباغه (انجام آن کار سخت) باشد، بقیه روز برای شما بسیار راحت‌تر و پرانرژی‌تر خواهد گذشت. این کتاب 21 روش عملی برای غلبه بر تنبلی و افزایش بهره‌وری ارائه می‌دهد.

### **دسته‌بندی 21 روش اصلی کتاب**

#### **دسته اول: تعیین هدف و برنامه‌ریزی (پایه و اساس)**

1.  **سفره را بچینید (هدف‌گذاری):**

    *   دقیقاً مشخص کنید در هر حوزه از زندگی چه می‌خواهید.

    *   اهداف خود را حتماً **روی کاغذ** بیاورید.

    *   برای اهداف خود **مهلت (ددلاین)** تعیین کنید.

    *   یک برنامه عملی برای رسیدن به اهداف بنویسید و **فوراً اقدام کنید**.

2.  **برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید:**

    *   هر شب برای فردا برنامه بریزید. این کار تا 25% بازدهی شما را افزایش می‌دهد.

    *   از لیست کارها استفاده کنید و کارها را بر اساس اولویت مرتب کنید.

    *   برنامه‌ریزی باعث صرفه‌جویی 10 برابری در زمان اجرا می‌شود (قانون 10/90).

3.  **قانون 20/80 (اصل پارتو) را در همه امور به کار بگیرید:**

    *   80% نتایج شما از 20% فعالیت‌هایتان ناشی می‌شود.

    *   همیشه روی آن **20% ارزشمند** تمرکز کنید و از انجام 80% کم‌ارزش خودداری کنید.

4.  **پیامد کارها را در نظر داشته باشید:**

    *   مهمترین کارها، آنهایی هستند که بیشترین تأثیر بلندمدت (مثبت یا منفی) را بر زندگی شما دارند.

    *   قبل از شروع هر کاری، از خود بپرسید: "پیامدهای انجام دادن یا ندادن این کار چیست؟"

#### **دسته دوم: اولویت‌بندی و تمرکز (اجرا)**

5.  **روش "الف، ب، پ، ت، ث" را مدام به کار بگیرید:**

    *   کارهایتان را با این حروف اولویت‌بندی کنید:

        *   **الف:** بسیار مهم (اگر انجام نشود عواقب جدی دارد). این "قورباغه" شماست.

        *   **ب:** خوب است انجام شود، اما عواقب شدیدی ندارد.

        *   **پ:** انجامش خوب است، اما هیچ عواقبی برای انجام ندادنش نیست.

        *   **ت:** می‌توانید آن را به فرد دیگری محول کنید.

        *   **ث:** می‌توانید آن را کاملاً حذف کنید.

    *   همیشه اول کار **الف-1** (مهمترین کار) را انجام دهید.

6.  **روی اهداف اصلی تمرکز کنید:**

    *   مشخص کنید که برای موفقیت در شغلتان، دقیقاً چه نتایجی (اهداف اصلی) باید کسب کنید.

    *   در چه زمینه‌ای ضعیف هستید؟ بهبود آن نقطه ضعف، کلید موفقیت شماست.

7.  **به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید:**

    *   "هرگز برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد، اما همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست."

    *   سه سؤال کلیدی:

        1.  مهمترین کارهای من کدامند؟

        2.  چه کاری است که فقط من می‌توانم انجام دهم و اگر آن را خوب انجام دهم، تغییر چشمگیری ایجاد می‌کند؟

        3.  بهترین استفاده‌ای که در حال حاضر می‌توانم از وقتم بکنم چیست؟

8.  **پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید:**

    *   قبل از شروع، تمام اطلاعات، ابزار و وسایل مورد نیاز را آماده و مرتب کنید.

    *   یک محیط کار تمیز و منظم، انگیزه شروع کار را بسیار افزایش می‌دهد.

#### **دسته سوم: توسعه فردی و غلبه بر موانع (تقویت توانایی)**

9.  **همیشه یک شاگرد باقی بمانید:**

    *   دائماً در حال یادگیری و به‌روزرسانی مهارت‌های اصلی کاری خود باشید.

    *   هرچه در کاری مهارت بیشتری داشته باشید، انگیزه بیشتری برای انجام سریع آن پیدا می‌کنید.

10. **استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید:**

    *   مشخص کنید در چه کاری از دیگران بهترید و از انجام آن لذت می‌برید.

    *   تمام انرژی خود را روی تقویت این استعدادهای کلیدی متمرکز کنید.

11. **محدودیت‌های اصلی خود را مشخص کنید:**

    *   همیشه یک عامل محدودکننده اصلی وجود دارد که سرعت پیشرفت شما را تعیین می‌کند.

    *   این مانع را (که 80% اوقات درونی است) شناسایی و تمام انرژی خود را برای رفع آن متمرکز کنید.

12. **هر بار یک بشکه به جلو بروید:**

    *   کارهای بزرگ را به قسمت‌های کوچک و قابل مدیریت تقسیم کنید.

    *   فقط روی "بشکه بعدی" (قدم بعدی) تمرکز کنید تا کل مسیر سخت به نظر برسد.

#### **دسته چهارم: روانشناسی و انگیزه (نیروی محرکه)**

13. **خودتان را تحت فشار بگذارید:**

    *   منتظر نباشید کسی شما را وادار به کار کند. خودتان برای خودتان استانداردهای بالا تعیین کنید.

    *   تصور کنید فردا باید شهر را ترک کنید؛ چه کاری را حتماً باید امروز تمام کنید؟

14. **قدرت‌های فردی خود را به حداکثر برسانید:**

    *   مراقب سلامت جسمی خود باشید. خواب کافی، تغذیه سالم و استراحت، سوخت لازم برای بهره‌وری را فراهم می‌کنند.

    *   در ساعات اوج انرژی خود، مهمترین کارها را انجام دهید.

15. **خودتان را به فعالیت ترغیب کنید:**

    *   یک خوش‌بین تمام‌عبار باشید. همیشه با خودتان گفتگوی درونی مثبت داشته باشید.

    *   به جای تمرکز بر مشکلات، به دنبال راه‌حل و درس‌های هر موقعیت باشید.

16. **روش تنبلی سازنده را تمرین کنید:**

    *   عمداً و آگاهانه از انجام کارهای کم‌ارزش و غیرمهم "تنبلی" کنید.

    *   نه گفتن را یاد بگیرید تا وقت برای کارهای مهم‌تر داشته باشید.

#### **دسته پنجم: تکنیک‌های نهایی برای اوج بهره‌وری (تبدیل به عادت)**

17. **اول سخت‌ترین کار را انجام دهید:**

    *   روز خود را همیشه با انجام سخت‌ترین و مهمترین کار (قورباغه) آغاز کنید.

    *   این عادت را 21 روز متوالی تمرین کنید تا در شما نهادینه شود.

18. **کار را به قسمت‌های کوچکتر تقسیم کنید:**

    *   از تکنیک "بریدن کالباس" استفاده کنید. هر بار فقط یک "برش" کوچک از کار بزرگ را انجام دهید.

    *   شروع یک بخش کوچک، psychologically انجام بقیه کار را آسان‌تر می‌کند.

19. **وقت بیشتری ایجاد کنید:**

    *   برای کارهای مهم و بلندمدت، در برنامه روزانه خود **زمان‌بندی مشخص** تعیین کنید.

    *   مثلاً هر روز ساعت 10-9 صبح را فقط به مطالعه یا یک پروژه خاص اختصاص دهید.

20. **سرعت انجام کار را افزایش دهید:**

    *   یک "احساس اضطرار" در خود ایجاد کنید. سریع‌تر حرکت کنید، سریع‌تر تصمیم بگیرید و سریع‌تر کار کنید.

    *   به خود بگویید: "همین الآن این کار را انجام بده!"

21. **هر بار یک کار مهم انجام دهید:**

    *   این چکیده تمام روش‌هاست: مهمترین کار را انتخاب کنید، تمام توجه خود را به آن معطوف کنید و **بدون وقفه** تا اتمام 100% آن ادامه دهید.

    *   تمرکز کامل، زمان انجام کار را تا 50% کاهش می‌دهد.

**###نتیجه‌گیری نهایی**

کلید موفقیت در "قورت دادن قورباغه" این است که **عادت** کنید هر روز صبح، بدون فکر کردن زیاد، مهمترین و سخت‌ترین کار خود را اول انجام دهید. با تمرین مداوم این 21 روش، شما می‌توانید بر تنبلی غلبه کنید، کنترل زمان و زندگی خود را به دست آورید و به فردی بسیار مؤثر و موفق تبدیل شوید.

**پیام نهایی: قورباغهات را قورت بده!**

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۰۴ ، ۰۹:۲۷
مهدی مینایی

جایگاه و اهمیت قرآن

پنجشنبه, ۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۰۷ ق.ظ

جایگاه قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
 



عظمت قرآن چنان با اهمیت است که حتی ظرف نزول آن نیز، اهمیت و شرافت پیدا کرده است. قرآن بزرگترین هدیه‌ی الهی برای انسان است. در اهمیت مقام و جایگاه قرآن همین بس که وجود نازنینی چون حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در مقام توصیف قرآن تعبیراتی دارند که نشان می‌دهد حقایق قرآن را نمی‌توان درست بیان کرد و مقام قرآن در حد و‌ اندازه‌ی فهم و درک ما نیست: «همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و باطنی ژرف و ناپیداست. مطالب شگفت‌آورش تمام نشدنی و اسرار نهفته‌اش پایان ناپذیر است».
 

فهرست مندرجات

۱ - اجماع بر امّی بودن پیامبر
       ۱.۱ - رفع تناقض
۲ - القای شبهه بر امی بودن پیامبر
       ۲.۱ - دلیل اول جهالت
       ۲.۲ - دلیل دوم جهالت
       ۲.۳ - دلیل سوم جهالت
       ۲.۴ - دلیل چهارم جهالت
       ۲.۵ - دلیل پنجم جهالت
       ۲.۶ - دلیل ششم جهالت
۳ - معجزه بی‌نظیر
۴ - شیفتگی تازیان به قرآن‌
۵ - فصاحت و بلاغت قرآن
۶ - داستان سرسخت‌ترین دشمنان
۷ - مقابله با تاثیرات قرآن
۸ - دل‌باختگی مسلمان‌ها به قرآن‌
۹ - اعتراف به عظمت قرآن
۱۰ - نزول تدریجی قرآن
۱۱ - ترغیب به‌ حفظ و کتابت قرآن
۱۲ - نفوذ قرآن در زندگی مسلمانان
۱۳ - محبت به قرآن و عدم تحریف آن
۱۴ - استنساخ و چاپ قرآن در دنیا
۱۵ - دلیل محفوظ ماندن از تحریف قرآن
       ۱۵.۱ - خباثت امویان با قرآن
۱۶ - اهتمام زن‌ها در یادگیری و حفظ قرآن
۱۷ - کتابت قرآن در حیات پیامبر
۱۸ - حفاظت خداوند از قرآن
۱۹ - حفظ و کتابت در روایات
       ۱۹.۱ - موافقت حدیث با قرآن
۲۰ - برهان ساده بر خرافه بودن تحریف قرآن
۲۱ - پانویس
۲۲ - منبع

۱ - اجماع بر امّی بودن پیامبر

[ویرایش]


جمیع مسلمین از صدر اسلام تاکنون اجماع و اتفاق دارند در اینکه پیغمبر، امّی و درس ناخوانده بود. همه دانشمندان بی‌غرض و مطلع از سایر امت‌ها که درباره آن بزرگوار تحقیقی و تالیفی دارند، این حقیقت را تصدیق کرده‌اند. پیش از این گفتیم که نه تنها تاریخ زندگی آن حضرت از ولادت تا رحلت با دقت بی‌مانندی ضبط و معلوم شده، بلکه شخصیت ممتازش موجب گردیده که حتی قوم عرب و سرزمین عربستان، بلکه اوضاع و احوال همه کشورها و نواحی جهان در عصر بعثتش مورد تحقیق قرار گیرد. در این صورت محال است که چنین شخصیتی ولو یک درس نزد کسی آموخته باشد و احدی بر آن اطلاع نیابد.
هانری دوکاستری در کتاب «اسلام، افکار و‌ اندیشه‌ها» می‌گوید: «بدون شبهه، محال است مردی در مشرق زمین تحصیل علم کند و مردم مطلع نشوند؛ زیرا تمام ترتیبات زندگی شرقی‌ها علنی و آشکار است. به علاوه خواندن و نوشتن در آن عصر در آن اقطار معدوم بوده و در مکه کسی خواندن و نوشتن نمی‌دانست مگر یک مرد.» و بعد می‌گوید: «مستشرقی در کتابی که در سال ‌۱۷۷۴ منتشر کرده، این یک نفر را نام برده است.» ویل دورانت می‌گوید: «ظاهرا هیچ‌کس در این فکر نبود که او نوشتن و خواندن آموزد. در آن موقع هنر نوشتن و خواندن به نظر عرب‌ها اهمیتی نداشت. به همین جهت در قبیله قریش بیش از هفده تن خواندن و نوشتن نمی‌دانستند.»
 

۱.۱ - رفع تناقض

اگر چه سخن این دو دانشمند به ظاهر متناقض می‌نماید، ولی می‌توانیم بگوئیم چون قبیله قریش در خارج شهر مکه هم بوده‌اند، بنابراین ویل دورانت همه باسوادهای این قبیله و مستشرق سابق‌الذکر با سوادهای مکه را نام برده‌اند و در هر حال این اعداد دلالت بر رائج نبودن تعلیم و تعلم در آن محیط دارد. قرآن کریم مکرر او را امی خوانده و درس ناخوانده معرفی کرده است، و احدی از مخالفان معاصرش با تقید در عیب‌جوئی از آن حضرت و قرآن در این جهت با وی معارضه نکرده‌اند.
 

۲ - القای شبهه بر امی بودن پیامبر

[ویرایش]


اما القای شبهه‌ای که برخی دشمنان اسلام و مبلغان ادیان منسوخ و بدعت‌های منفور درباره درس ناخواندگی پیغمبر نموده و در معنی کلمه «امی» به تشکیک پرداخته‌اند و به برخی روایات مجعول که امی را منسوب به «ام‌القری» و به معنی مکی گرفته استناد نموده‌اند، سودی برایشان ندارد و تنها فائده‌ای که بر این القا شبهه مترتب است، این است که جهالت و غرض فاسد شبهه‌کنندگان و نادانی جاعلین روایت مورد استنادشان را می‌رساند؛ زیرا
 

۲.۱ - دلیل اول جهالت

همه کتب لغت امی را به همین معنی (کسی که نمی‌تواند بنویسد و نوشته‌ای را بخواند) گرفته‌اند، خواه منسوب به «امیه» به معنی جهل و غفلت و خواه منسوب به «امت» باشد که مقصود از امت، تازیان درس ناخوانده و بی‌سواد می‌باشند و امی نظیر عامی خواهد بود و یا منسوب به «ام» به معنی مادر یعنی حالت کنونی‌اش از لحاظ سواد همان است که از مادرزاده است؛ چنان که در فارسی به کسی که کر و یا کور از مادر متولد شود، کر و کور مادرزاد می‌گویند.
 

۲.۲ - دلیل دوم جهالت

ام‌القری اسم خاص برای مکه نیست، بلکه به معنی شهری است که مرکزیتی داشته باشد خواه مرکز کشور و خواه استان یا شهرستان، و اسم عام است که بر مکه هم به لحاظ مرکزیتش اطلاق می‌شود؛ مانند

[۱]

 «و لتُنذر اُمّ القری‌ و من حولها: برای اینکه بیم دهی مرکز آبادی‌ها (مکه) را و هم کسانی را که در پیرامون آنند» و بر سایر پایتخت‌ها و مراکز هم گفته می‌شود؛ مثل

[۲]

 «و ما کان ربُّک مُهلک القُری‌ حتّی یبعث فی اُمّها رسُولا: خداوند هیچ گاه آبادی‌ها را هلاک نمی‌سازد، مگر آنکه در مرکز آن‌ها پیغمبری برانگیزد.» در این صورت با فرض که امی منسوب به ام‌القری باشد، به معنی مرکزی و پایتختی خواهد بود نه مکی.
 

۲.۳ - دلیل سوم جهالت

جمیع کلماتی که جزء اولشان «اب، ابن و‌ام» باشد، یاء نسبت به جزء دوم ملحق می‌شود؛ مانند حنفی، سبائیه، اسرائیلی و غیلانی، در نسبت به ابوحنیفه، ابن سبا، بنی‌اسرائیل و ام‌غیلان؛ بنابراین در نسبت به‌ام القری باید قروی گفته شود نه امی. وقتی این احتمال باطل شد، برای امی جز همان معنی بی‌سواد و درس ناخوانده باقی نمی‌ماند؛ زیرا احدی احتمال معنی دیگری نداده است.
 

۲.۴ - دلیل چهارم جهالت

آمدن صفت امی برای پیغمبر و امیین برای قوم عرب در قرآن به منظور توجه دادن عموم به قدرت لایتناهای پروردگار است که از میان مردمی جاهل و بی‌سواد مردی درس ناخوانده و مکتب و مدرسه ندیده را برانگیخت تا آیات خدا را بر آنان فروخواند و از عقائد باطل و اخلاق فاسد و هر نوع آلودگی پاک و پاکیزه‌شان ساخت و کتاب و حکمت به آن‌ها آموخت و اگر امی را به معنی مکی بگیریم، به‌کلی آیات را از لطف انداخته و مبتذل ساخته‌ایم؛ مثلا هرگاه آیه دوم سوره جمعه را چنین معنی کنیم: «اوست خدایی که در میان مردم مکه فرستاده‌ای از خودشان برانگیخت»، مفهوم عالی آیه را تنزل داده و سبک کرده‌ایم و همچنین سایر آیات که با مراجعه به آن‌ها مطلب روشن می‌شود؛ چون مکی یا مدنی بودن پیغمبر اهمیتی ندارد. مگر مشرکان، مکی و منافقان، مدنی نبودند؟ ولی وقتی از یک فرد درس ناخوانده به تنهایی دیده و شنیده شود، آنچه اگر از جمعی نوابغ در علم و فلسفه و سیاست و حقوق و دانش‌ها و هنرهای بسیار دیگر هم دیده و شنیده می‌شد، فرد فرد آن‌ها وجودی ممتاز و فوق‌العاده به شمار می‌آمدند، خارق‌العاده و شگفت‌انگیز خواهد بود.
 

۲.۵ - دلیل پنجم جهالت

در سوره بقره

[۳]

 که مدنی است، راجع به عوام یهود می‌فرماید: «و منهُم امّیون لایعلمُون الکتاب الّا امانی: بعضی از قوم یهود درس ناخواندگان و بی‌سوادانی هستند که از کتاب تورات جز گمان‌ها و پندارهای خلاف حقیقت نمی‌دانند.» در این آیه عوام یهود «امیون» نامیده شده‌اند و آیه بعد هم در نکوهش علما و روحانیون آن‌هاست و اصلا با مردم مکه ارتباطی ندارد.
 

۲.۶ - دلیل ششم جهالت

تصریح قرآن به درس ناخوانده بودن پیغمبر، منحصر به لفظ امی نیست، بلکه در عباراتی روشن نیز مکرر این معنی تشریح و توضیح شده است که از جمله آیه ۲۹ سوره عنکبوت

[۴]

 است: «پیش از قرآن هیچ نوشته‌ای (کتابی) را نمی‌خواندی و با دستت آن را نمی‌نوشتی که آن وقت کسانی که راه باطل می‌روند (یا تو را بر حق نمی‌دانند) در آن شک کنند.» و آیه ۵۲ سوره شوری

[۵]

 «همچنین روحی از فرمان خودمان به سویت وحی کردیم. تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست».
 

۳ - معجزه بی‌نظیر

[ویرایش]


برای رد القاآت سوء و شبهه‌های دشمنان اسلام در موضوع امی بودن پیغمبر به معنی صحیح کلمه همین مقدار را کافی می‌دانیم؛ به‌خصوص که آشنایی روزافزونی که دانشمندان جهان نسبت به تاریخ اسلام و پیغمبر پیدا می‌کنند، این‌گونه تشکیکات را در نظرشان از ارزش و اعتبار می‌اندازد و بطلان آن‌ها بر همه معلوم می‌گردد. در خاتمه توجه می‌دهیم که درباره درس ناخواندگی سایر انبیا در کتب وحی آن‌ها اصرار و تاکیدی حتی اظهار و تصریحی نشده است؛ زیرا آن‌ها جنبه اعجاز ادبی و علمی نداشته‌اند و آوردن آن کتاب‌ها مستلزم داشتن اطلاعات وسیع و کامل از دانش‌های بسیار نبوده است تا صدور هر یک از آن‌ها از فردی امی حیرت‌انگیز و شگفت‌آمیز بوده معجزه بی‌نظیر به شمار آید و نیز مهد نبوت پیغمبران دیگر مانند ابراهیم و موسی و عیسی محیط نادانی و بی‌سوادی نبود، بلکه برخی مانند موسی در یکی از متمدن‌ترین کشورهای عصر خود تولد یافت و رشد پیدا کرد و مبعوث گردید. برعکس پیغمبر اسلام که در محیط جهل و فساد تولد یافت و بزرگ شد و خود او نیز درس ناخوانده بود، در عین حال کتابی بی‌مانند برای بشر آورد که جن و انس از معارضه با آن ناتوان مانده‌اند و آیات و سوره‌های آن از آغاز بعثت (چهل سالگی) تا آخر عمر به تدریج بر وی نازل گردید.
 

۴ - شیفتگی تازیان به قرآن‌

[ویرایش]


هیچ ملتی به‌اندازه عرب عصر بعثت شیفته سخن نبوده و به آن توجه فوق‌العاده نداشته است. نامی که این قوم برای خود انتخاب کرده است، به خوبی این توجه و اهمیت را می‌رساند. این‌ها خودشان را «عرب» و دیگران را «عجم» نامیده‌اند و مقصودشان از این نام‌گذاری این بوده است که در میان جمیع ملل و اقوام، فقط آن‌ها می‌توانند مقاصدشان را با گیرایی و شیوایی و روشنی بیان کنند و تن‌ها زبان تازی است که هر معنی و منظوری را به سهولت با آن می‌شود فهمانید و رساند و دیگر اقوام زبان‌شان مبهم و نارسا و پیچیده و گنگ است؛ چون معنی اعراب و تعریب (مصادری که از عرب گرفته شده) فصاحت و روشنی سخن و تهذیب گفتار از غلط و زیبایی و نیکویی بیان است و به‌همین نظر حرکات و سکناتی را که تلفظ صحیح حروف و الفاظ را روشن می‌کنند، اعراب می‌نامند و لفظ اعجام، ضد اعراب است از عُجمه به معنی لکنت و ابهام و گرفتگی در سخن، و اعجم به انسان گنگ و حیوانات زبان بسته گفته می‌شود. اگر خطبا و شعرا در میان این ملت احترام بسیار داشته‌اند و اگر یک شعر ممکن بود قبیله معظمی را در انظار خوار و سرافکنده ساخته و یا برعکس، قبیله پست و ذلیلی را به عزت و سر افرازی برساند، جهتش همین عشق و علاقه تازیان بسخن و کلام بوده است.
 

۵ - فصاحت و بلاغت قرآن

[ویرایش]


با نزول قرآن، عرب کلامی تازه و سخنی نو شنید: نه شعر بود و نه نثر؛ ولی آهنگی زیباتر از شعر و بیانی رساتر از نثر داشت. لذتی که قرآن به آن‌ها می‌داد، غیر از آن بود که تا آن وقت از سایر انواع سخن می‌بردند. اگر چه الفاظ و کلماتش همان الفاظ و کلماتی بود که خود به‌کار می‌بردند و از یکدیگر می‌شنیدند و از همان حروف ۲۸‌گانه ترکیب شده بود؛ ولی الفاظ و لغات به طوری منتخب و گلچین شده و خوب و به موقع و به مورد به کار رفته بود که جلوه مخصوصی داشت. آهنگ‌ها بکر و جذاب جمله‌بندی شگفت‌انگیز و سبک، ممتاز به صورت آیات و سور که عرب تا آن زمان نظیرش را ندیده و نشنیده بود. اما از حیث مفاهیم و معانی و مقاصد و اغراض به کلی از دیگر سخنان عرب ممتاز و برای آن‌ها بی‌سابقه بود، افکار را تکان می‌داد. خردها را برمی‌انگیخت، دل‌ها را روشن می‌کرد، فطرت دینی آن‌ها را بیدار می‌نمود، نفوس را تزکیه و اخلاق را تهذیب نموده، عقاید پاک و اعمال صالحه به آن‌ها می‌آموخت. به نیکی فرمان می‌داد و از زشتی و بدی بازمی‌داشت؛ آنچه پاک و پاکیزه بود، بر آنان حلال و هر چه پلید بود، بر ایشان حرام می‌ساخت. بارهای سنگین اوهام و خرافات و رسوم و عادات زشت را از آنان فرو می‌نهاد و عقول و افکارشان را از قید و بندها آزاد می‌فرمود. اگر تعصبات و جهالات مردم و کبر و نخوت رؤسا و جاه‌طلبی و مال‌دوستی صاحبان زوروزر مانع نمی‌شد، جمیع طوائف عرب به سرعت دین جدید را می‌پذیرفتند و عموم افراد حکومت قرآن را گردن می‌نهادند؛ زیرا همگی با شنیدن آیات مجذوب و مفتون و منقلب و متاثر می‌شدند و با دیده تحسین و اعجاب به آن‌ها می‌نگریستند و شواهد خرق عادت و اعجاز در آن‌ها مشاهده می‌نمودند و نیک می‌فهمیدند که هیچ مخلوقی قادر به چنین سخنی نیست و آن جز کلام خدا نمی‌تواند باشد.
 

۶ - داستان سرسخت‌ترین دشمنان

[ویرایش]


داستان سه تن از دشمن‌ترین دشمنان اسلام که گفته‌اند در فصاحت و بلاغت نظیری نداشتند، مشهور است: ولید بن مغیره، اخنس بن شریق و عمرو بن هشام (ابوجهل) بدون آنکه هر یک به دیگری خبر بدهد یا از او خبر داشته باشد، رفته بودند تا هنگامی که پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در منزلش قرآن می‌خواند، بشنوند و استراق سمع کنند. به طوری مجذوب کلام خدا و قرائت پیغمبر شده بودند که تا سپیده‌دم ماندند. در موقع مراجعت در روشنی صبح، یکدیگر را شناختند و شرمنده شدند و قرار گذاشتند دیگر چنین کاری نکنند، مبادا مردم بفهمند و بر قبول اسلام تشویق شوند. شب بعد باز هر کدام به خیال آنکه سایرین نخواهند رفت و خبردار نخواهند شد، رفتند و تا صبح ماندند و باز در بازگشت هم‌دیگر را دیدند و ملامت کردند و عهد و پیمان بستند که این عمل را تکرار نکنند. باز هم خودداری نتوانستند و شب‌های بعد مجددا همین وضعیت پیش آمد. و از اینجا می‌توان میزان شیفتگی عرب را به قرآن دانست. بسیاری از مسلمان‌های نخستین بدون تبلیغ و استدلال و دیدن معجزات، فقط با شنیدن یا دیدن قرائت یا کتابت قرآن این آیین مقدس را پذیرفتند. قضیه عمر معروف است که شمشیرش را برداشت و به قصد کشتن پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حرکت کرد. در بین راه خبر مسلمان شدن خواهرش را شنید، به خانه او رفت و به سختی کتکش زد، در اثنا چشمش به اوراقی افتاد که آیاتی بر آن نوشته بود. با دیدن آن‌ها حالش تغییر کرد و به اسلام گروید و به حضور رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شرفیاب شد و به جمع مسلمین پیوست.
 

۷ - مقابله با تاثیرات قرآن

[ویرایش]


مشرکان قریش که تاثیر خارق‌العاده و شگفت‌انگیز قرآن را در دل‌های خود و دیگران می‌دیدند، تنها راه چاره را در این دانستند که نگذارند قرآن به گوش کسی برسد: «و قال الذین کفرُوا لاتسمعُوا لهذا القُرآن و الغوا فیه لعلکم تغلبون: کافران گفتند به این قرآن گوش فرا ندارید و در آن سر و صدا و یاوه‌گویی کنید؛ شاید پیروز شوید.» از این آیه شریفه به خوبی استفاده می‌شود که آن‌ها نه تنها ترس داشتند که مردم دیگر آیات را بشنوند، بلکه بر خودشان نیز بیمناک بودند و برای جلوگیری از نفوذ قرآن، فقط تصمیم گرفتند که به‌کاری کودکانه و احمقانه دست بزنند. تازه اطمینانی نداشتند که این عمل اثری داشته باشد. برای اطلاع تفصیلی از تاثیر بی‌نظیر قرآن در نفوس مخاطبان معاصر نزول، باید به تاریخ صدر اسلام و روحیه عرب آشنا بود و برای ما مجال تشریح و توضیح بیشتر این موضوع نیست و فقط به این حقیقت توجه می‌دهیم که در تاریخ حیات بشر هیچ کتابی و کلامی در نفوس هیچ ملتی مانند قرآن یا نزدیک به‌آن نافذ و مؤثر نبوده است.
 

۸ - دل‌باختگی مسلمان‌ها به قرآن‌

[ویرایش]


تاثیر شگفت‌انگیز قرآن را در ملت عرب، حتی در نفوس مخالفان و معاندانش به اجمال یاد کردیم. با آنکه اینها فقط شیوایی و رسایی و گیرایی بیان و زیبایی‌های لفظی این معجزه‌ جاوید را به مقتضای فطرت لغوی و ذوق سخن‌شناسی خود درک می‌کردند و به واسطه لجاج و عناد با حق و اصرار بر باطل و تعصبات بی‌جا و تقلیدهای جاهلانه و جاه‌طلبی و مال‌دوستی مفرط، از درک انوار معنوی و جنبه هدایتی قرآن محروم مانده بودند. از اینجا می‌توان دل‌باختگی گروندگان و مسلمانان را دانست که جمال صورت و کمال معنی را با هم در این وحی الهی دریافته، دل‌هاشان از این روح و نور خدایی زنده و روشن می‌گشت. قرآن افکار و اخلاق و روحیات پیروان خود را به سرعت عوض می‌کرد و تغییر می‌داد و از آن‌ها بشری دیگر و انسانی تازه می‌ساخت. انقلاب عجیب و تحول سریعی که در قوم عرب و ملت اسلام به وجود آمد و در هیچ زمان و در میان هیچ ملتی نظیری نداشت و ندارد. علتش تاثیر حیرت‌انگیز قرآن بود:
نقش قرآن چون که بر عالم نشست نقشه‌های پاپ و کاهن را شکست فاش گویم آنچه در دل مُضمر است: این کتابی نیست، چیزی دیگر است
چون که در جان رفت، جان دیگر شود جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود با مسلمان گفت: جان بر کف بنه هر چه از حاجت فزون داری، بده (اقبال)
 

۹ - اعتراف به عظمت قرآن

[ویرایش]


گوستاولوبون فرانسوی در کتاب «سر تطور امتها» می‌گوید: «قابلیت فنون در هیچ ملتی که تازه راه ترقی را می‌پیماید به حد کمال نمی‌رسد، مگر آنکه سه نسل بر آن بگذرد. به این ترتیب که نسل اول دوره تقلید و نسل دوم دوره تکوین را می‌گذراند و در نسل سوم نوبت به استقلال و تخصص می‌رسد؛ ولی فقط ملت عرب (مسلمین) بود که این قابلیت برای آن‌ها در همان نسل اول کامل گردید و از دوره شروع مزایای خود را در آن ظاهر ساختند.» برای مسلمان‌ها هیچ لذتی مانند شنیدن قرآن و هیچ ذخیره و غنیمتی مانند حفظ قرآن نبود. با کمال اشتیاق منتظر نزول وحی می‌بودند و تا آیه یا آیاتی نازل می‌شد، از بر می‌کردند و آن‌ها که سواد داشتند، می‌نوشتند.
 

۱۰ - نزول تدریجی قرآن

[ویرایش]


از آنچه با اختصار یاد کردیم، عشق و علاقه تازیان به سخن زیبا و شیوا و شیفتگی آن‌ها عموماً و مسلمین بالاخص نسبت به قرآن اجمالا معلوم شد. قرآن به‌تدریج نازل می‌شد. سه سال اول مقدار آیات نازله بسیار کم بود. خواه مدت انقطاع وحی را دو سال و نیم و سه سال یا کمتر بدانیم، از این‌جهت بسیاری از دانشمندان تاریخ و سیره و تفسیر مدت نزول قرآن را بیست سال دانسته‌اند. با این ترتیب حفظ آیات برای مسلمان‌ها آسان بود؛ زیرا هر چند عرب با خط و سواد آشنایی نداشت، ولی حافظه‌ای بسیار قوی داشتند. روایات تاریخی حتی افسانه‌هایی که از آن‌ها مانده است، بر این حقیقت، دلالت دارد.
 

۱۱ - ترغیب به‌ حفظ و کتابت قرآن

[ویرایش]


عرب مسلمان سال‌های اول بعثت آیات را با حرص و ولع عجیبی حفظ می‌کرد و شبانه‌روز هم برای کسب ثواب و هم برای لذت بردن و کام جان را به حلاوت آن‌ها شیرین کردن محفوظاتش را تکرار می‌کرد. خود پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از همه حریص‌تر بود تا خداوند حافظه نیرومند به او عنایت کرد که هر چه نازل می‌شد، به خاطرش می‌ماند و چیزی را از آیات فراموش نمی‌کرد.
تشویق و ترغیبی که پیغمبر و قرآن به علم و سواد و خط و کتابت می‌کردند و حتی نخستین آیات نازله (پنج آیه اول سوره إقرء) در همین موضوع بود، مسلمان‌ها را واداشت که به زودی خط و سواد آموختند و قرآن را علاوه بر حفظ کردن، می‌نوشتند و از میان نویسندگان چند نفری برای نوشتن آیات انتخاب شدند و در جامعه اسلام به عنوان افتخارآمیز «کاتبان وحی» موصوف گردیدند که مقدم بر همه آن‌ها هم از حیث زمان و هم از جهت رتبه و مقام، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) بود و این بزرگوار به تصدیق عموم آشنایان به تاریخ اسلام ـ اعم از فرقه‌های اسلامی و غیر اسلامی ـ از آغاز نزول قرآن خط و سواد داشت و اولین کاتب وحی بود؛ همچنان که نخستین گرونده به پیغمبر از جنس ذکور و نخستین نمازگزار بعد از پیغمبر بود. قرآن از اولین روز نزول نوشته شد و در حیات پیغمبر صدها حافظ قرآن و نسخه‌های کامل قرآن به وجود آمد و‌ اندک مدتی بعد از رحلت نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به وسیله ابی‌بکر و چند سالی بعد به وسیله عثمان نسخه‌برداری دقیق و مطمئن شد که تا امروز باقی است و ابداً قابل قیاس با تورات و انجیل و سایر کتب وحی نمی‌باشد.
 

۱۲ - نفوذ قرآن در زندگی مسلمانان

[ویرایش]


اسلام پیش می‌رفت، مسلمانی باسواد می‌شد و یا باسوادی به اسلام می‌گروید. به هر نسبت آیات و سور بیشتر نازل می‌گشت، بر قاریان و حافظان و کاتبان قرآن می‌افزود. مسلمان‌ها علاوه بر آنکه به مقتضای قریحه لغوی از قرآن لذت فوق‌العاده می‌بردند و به قصد اجر و ثواب آن را می‌خواندند و حفظ می‌کردند و می‌نوشتند، همه احکام و تکالیف و وظائف دین جدید را ـ چه در عبادات و اخلاق و چه در سایر امور دنیوی و اخروی ـ باید از قرآن می‌آموختند. جامعه اسلامی نضج‌ می‌گرفت و تشکل پیدا می‌کرد. دولت مرکزی تاسیس می‌شد. غزوات و جنگ‌ها پیش می‌آمد و خلاصه جمیع امور زندگی و شئون حیاتی از معاشرات و معاملات، ازدواج و طلاق، قضا و شهادات، اقتصاد و سیاست، جنگ و صلح و هر چه بشر به آن نیاز دارد، باید از قرآن گرفته می‌شد. پس مسلمین در همه جهات نیاز شدید به این کتاب عجیب آسمانی داشتند؛ هم‌چنان که جمیع جوامع بشری تا قیامت به آن نیاز دارند. چون قرآن کتابی نیست که فقط مشتمل بر دستورات اخلاقی (مانند انجیل) و اوراد و اذکار مذهبی باشد که فقط به درد آخرت بخورد یا (مانند تورات) برای ملتی خاص نازل شده و کتابی قومی و نژادی باشد، بلکه دستورالعمل جهانی و راهنمای جمیع بشر در جمیع ادوار است. علاوه بر آنچه گفتیم، قاری و حافظ و کاتب قرآن بودن موجب احترام و عظمت و اهمیت بسیار در نظر مسلمان‌ها بود و هرکس اطلاعی از تاریخ اسلام داشته باشد، می‌داند که قرّاء و حفاظ دارای چه شان عظیم و مقام و منزلتی رفیع بوده‌اند و ندانستن آن برای مسلمان ننگی و نقصی بزرگ محسوب می‌شد؛ به خصوص وقتی می‌دیدند شخص پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اهتمامی فوق‌العاده به حفظ و کتابت قرآن دارد و همواره مسلمان‌ها را ترغیب و تحریض به آن می‌فرماید و حفاظ و کتاب وحی را عزیز می‌شمرد و به آن‌ها محبت می‌ورزد با محبوبیت بی‌مانند و موقعیت بسیار مهم و فوق‌العاده‌ای که آن حضرت در میان عموم مسلمین، به‌ویژه پس از تشکیل دولت اسلامی و بسط نفوذ و قدرت اسلام داشت، هر کسی می‌کوشید جلب توجه و عنایت او را نموده، مورد لطف و محبتش واقع شود و از این‌جهت در سال‌های آخر زندگی وی بیش از پیش نوشتن و از بر کردن قرآن رائج و شایع و فراوان گردید.
 

۱۳ - محبت به قرآن و عدم تحریف آن

[ویرایش]


پس قرآن کریم برای مسلمین صدر اسلام هم فوق‌العاده لذت‌بخش بود، دل‌ها را روشن می‌کرد و آرامش می‌بخشید و جان‌ها را به پرواز می‌آورد و در عالمی دیگر سیر می‌داد و هم آموزنده و راهنما بود و هم اجر و ثواب داشت و هم موجب حیثیت و آبرو و رفعت شان و علو مقام در جامعه و هم باعث عزت و محبوبیت در پیشگاه پیغمبر و زمامدار و فرمانروای وقت می‌شد و هم از همه جهت و در جمیع امور مادی و معنوی و دنیوی و اخروی به آن احتیاج شدید داشتند. این است که مسلمان‌ها بدان‌سان به این کتاب آسمانی توجه و اقبال نموده و در حفظ و ضبط آن کوشیدند که از هیچ ملت و امتی نسبت به هیچ کتابی آسمانی یا زمینی چنین اقبال و اهتمامی دیده و شنیده نشده است. و روزی که پیغمبر از دنیا رفت، صدها حافظ قرآن وجود داشت که تمام آن را از اول تا آخر حفظ داشتند و نسخه‌های کاملی که همه قرآن در آن‌ها نوشته بود، فراوان یافت می‌شد. علاوه بر حافظانی که مقداری از قرآن را کم یا زیاد از بر داشتند و نسخی که قسمتی از قرآن کم یا زیاد، در آن‌ها نوشته شده بود.
امروز میلیون‌ها نسخه از قرآن در سراسر دنیا با چاپ‌ها و خطوط مختلف و در میان ملت‌ها و اقوام مختلف موجود است و همه‌جا حتی در رادیوهای ممالک غیر اسلامی خوانده می‌شود و کوچک‌ترین اختلافی (جز تفاوت رسم‌الخط) در میان آن‌ها نیست و احدی شک و تردیدی ندارد که قرآن موجود همان است که عثمان دستور استنساخ آن را داده است و در این مدت چهارده قرن از هرگونه تغییر و تحریف و تصرفی محفوظ مانده است. نه چیزی بر آن افزوده و نه از آن کاسته شده است و این مطلب مورد اجماع و اتفاق جمیع فرق و مذاهب اسلامی و توافق دانشمندان بیگانه نیز می‌باشد و حتی یک نفر در آن شک نکرده و با آن مخالفت‌ ننموده است.
 

۱۴ - استنساخ و چاپ قرآن در دنیا

[ویرایش]


با آنکه خط معمول زمان عثمان که قرآن با آن استنساخ شده، کوفی است که نه اعراب و نه نقطه‌گذاری درستی داشت و سال‌ها بعد به امر حجاج بن یوسف ثقفی هنگامی که از طرف عبدالملک در واسط حاکم بود، روی حروف، نقطه و اعراب گذاردند و مبرد این کار را به ابوالاسود دوئلی و جاحظ به نصر بن عاصم نسبت داده است. خلاصه سال‌ها بعد از عثمان، اعراب و نقطه‌گذاری پیدا شده و قرآن با خطوط گوناگون در نواحی مختلف عالم نوشته می‌شده است تا هشت قرن بعد که صنعت چاپ اختراع گردید و مدتی بعد قرآن‌ها به چاپ رسید و به موازات پیشرفت صنعت مذکور، چاپ قرآن هم بهتر و کامل‌تر شد تا به امروز. دکتر صبحی صالح می‌گوید: «قرآن نخست در سال ۱۵۳۰م در بندقیه و بعد در ۱۶۹۴ در ‌هامبورگ سپس با چاپ اسلامی در پترزبورگ روسیه تا بالاخره در ۱۲۴۸ هجری در تهران و در ۱۲۵۳ در تبریز به طبع رسید.»
 

۱۵ - دلیل محفوظ ماندن از تحریف قرآن

[ویرایش]


باید دید چه نیروی مرموز و قدرت مافوق‌الطبیعه‌ای تنها این کتاب آسمانی را در طول این مدت چنان حفظ کرده است که حتی یک نسخه بدل و یک تردید در تلفظ کلمات و حتی اعراب آن‌ها در میان میلیون‌ها نسخه‌های قدیم و جدید، خطی و چاپی به وجود نیامده است. با تحولاتی که در خط پیدا شده و با آنکه غیر عرب ـ از فارسی و ترکی و هندی و غیره ـ که بسا با زبان عربی هم آشنایی کاملی نداشته‌اند، قرآن نوشته یا به طبع رسانده‌اند. و مهم‌تر از همه اینکه بعد از مدتی زمام خلافت اسلامی به دست دشمنان اسلام و مخالفان قرآن افتاد که که با تمام قوا در ریشه‌کن کردن اسلام می‌کوشید و یزید با صراحت می‌گوید: «قبیله‌ هاشم با پادشاهی بازی کردند. نه خبری از آسمان آمده و نه وحیی نازل شده است... من باید از خاندان احمد انتقام بکشم؛ انتقام کارهایی که کردند و خون‌هایی که در بدر و غیر بدر ریختند!»
 

۱۵.۱ - خباثت امویان با قرآن

عبدالملک بن مروان، دیکتاتور سفاک اموی چنان اختناقی به وجود آورد که اثری از آزادی و مساوات و عدالت اسلامی باقی نماند و همه رذائل اخلاقی و سفاکی و بی‌دینی را در اعمالش به ارث گذاشت. عمال اموی ضمن خطبه، این خلفای پلید را بر انبیا ترجیح می‌دادند! ولید بن یزید بن عبدالملک با قرآن استخاره می‌گیرد و آیه «و خاب کل جبّار عنید» می‌آید؛ قرآن را بر زمین افکنده، با تیر می‌زند و می‌گوید: «هنگامی که پروردگارت را در روز رستاخیز دیدار کردی، بگو: من ولید مرا پاره پاره کرد!» با همه این احوال نه یزید با الحاد و فجورش، نه عبدالملک با قدرت و استبدادش و نه ولید با افسار گسیختگی و لاابالی‌گری‌اش، کوچک‌ترین تحریفی در الفاظ قرآن نتوانستند به وجود آورند.
به طور قطع این خلفای جور و زمامداران خودسر و ستم‌گر کمال علاقه را داشتند که به‌کلی قرآن را از میان بردارند، یا لااقل به میل خود تغییر و تصرفی در آن به وجود آورند؛ همچنان که در معانی قرآن و احکام اسلام تصرف کردند. پس چرا نکردند و نتوانستند؟ و چرا دگرگونی‌های خط و انقلابات و تحولات جامعه اسلامی و پیدایش مذاهب و فرق گوناگون و سایر وقایع و حوادث تاثیری در قرآن ننمود و همچنان محفوظ ماند؟
در این صورت آیا معقول است کتابی که در ظرف قریب چهارده قرن با همه طوفان‌ها و بحران‌ها و با دشمنان مقتدر و بی‌باک و در دوره‌های اختناق و تضییق و فشار محفوظ مانده، فقط دوازده سال یا قدری بیشتر ـ بر حسب اختلاف در تاریخ استنساخ عثمان ـ پس از رحلت پیغمبر با بودن صحابه و حافظان و کاتبان وحی و آزادی نسبی مردم، آن کتاب تحریف شود و این تحریف همچنان باقی بماند و در تمام ممالک اسلامی و در همه اعصار مورد قبول مسلمین و حتی خاندان پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قرار گیرد؟
 

۱۶ - اهتمام زن‌ها در یادگیری و حفظ قرآن

[ویرایش]


پیش از این گفتیم که به جهات زیادی مسلمان‌ها به قرآن توجه و اهتمام شدید و بسیار داشتند و آن را می‌نوشتند و ازبر می‌کردند. حتی زن‌های مسلمان نیز در این راه کوشا بودند؛ به حدی که بعضی از آن‌ها مهرشان را تعلیم سوره‌ای از قرآن قرار می‌دادند و بعضی دیگر تمام قرآن را می‌نوشتند یا حفظ می‌کردند. آیت‌الله خوئی در مقدمه تفسیرالبیان از طبقات ابن سعد نقل کرده‌اند که ‌ام ورقه ـ دختر عبدالله بن حارث‌ ـ قرآن را جمع کرده بود و پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دیدن این زن می‌رفت و وی را «شهیده» می‌نامید. همین بانو در موقع غزوه بدر به پیغمبر گفت: «اجازه می‌دهید با شما بیرون بیایم و زخمی‌ها را مداوا و بیماران را پرستاری کنم؟ شاید خداوند برای من شهادتی عطا فرماید.» پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «محققا خداوند به تو شهادتی خواهد بخشید.» آقای خوئی دنبال این نقل می‌افزایند: «وقتی حال زن‌ها در جمع‌آوری قرآن چنین باشد، حال مردان چگونه خواهد بود؟» و از حافظان قرآن در زمان پیغمبر جمعی بسیار به شمار آمده‌اند. قرطبی گفته در روز یمامه (جنگ با مسیلمه) هفتاد نفر قاری کشته شدند و در حیات پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) همین‌اندازه در بئر معونه به شهادت رسیدند و در روز یمامه از قاریان چهارصد مرد کشته شدند.
 

۱۷ - کتابت قرآن در حیات پیامبر

[ویرایش]


به‌علاوه شدت اهتمام پیغمبر به قرآن و داشتن نویسندگان متعدد و نزول تدریجی قرآن‌ همگی موجب قطع به این مطلب می‌شود که آن حضرت در حیاتش دستور نوشتن قرآن را داده است و از زید روایت شده: «ما نزد پیغمبر قرآن را از رقعه‌ها گردآوری و جمع می‌کردیم.» روایت زید را عموم اهل سنت نقل کرده‌اند.
علاوه بر اهتمام فوق‌العاده پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به قرآن که هم با حرص و ولع بسیاری آن را حفظ می‌کرد و هم مسلمان‌ها را به فراگرفتن و ازبرکردن و نوشتنش تحریض می‌نمود و ثواب فراوان و اجر جزیل بر خواندن و نوشتن و حفظ کردنش وعده می‌داد و امر می‌کرد تا آنچه را نوشته و حفظ نموده‌اند، بر او بخوانند و آن‌ها را تصحیح و اصلاح می‌فرمود و نیز علاوه بر عشق مسلمان‌ها به قرآن و سعی بلیغ و جد وافر در حفظ و کتابت قرآن به‌طوری که علاوه بر شماره سوره‌ها و آیات، حروف آن را ضبط نموده و حتی تعیین می‌کردند که چند الف و چند باء و چند تاء تا آخر حروف هجا در قرآن وجود دارد و نیز دقت عجیب در حرکات و سکنات و مدّ و تشدید و اشمام و روم و اماله و غیرها و در ضبط کلمات که هر کلمه به چه صورت تلفظ و نوشته شود که با این اهتمام و دقت و مواظبت محال است که یک کلمه بتوان بر آن افزود و یا از آن کاست و کسی نفهمد یا اعتراض نکند.
 

۱۸ - حفاظت خداوند از قرآن

[ویرایش]


آری، علاوه بر همه این اسباب و موجبات، خداوند خود حفظ قرآن را به عهده گرفته و این تعهد را با تاکید شدید اعلام و اعلان نموده و فرموده است: «انّا نحنُ نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون» محققا ما، خودمان قرآن را فرو فرستادیم و قطعا و یقینا ما آن را حفظ کننده‌ایم. 

[۶]


لفظ «حفظ» شامل می‌شود حفظ از هرگونه تصرفی را در الفاظ قرآن، خواه به کاستن و افزودن و خواه به تقدیم و تاخیر. آیا عقل چنین مطلبی را می‌پذیرد که چنین کتابی و چنین معجزه جاودانی که تا رستاخیز پروردگار حفظش را به عهده گرفته است،‌ اندکی بعد از رحلت پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تحریف شود؟
و باز فرموده است: «ان الذین کفروا بالذکر لمّا جاءهُم و انهُ لکتابٌ عزیز لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیلٌ من حکیم حمید»
محققاً کسانی که به ذکر (قرآن) وقتی به آن‌ها رسید کافر شدند (بر ما پوشیده نمی‌مانند) و یقینا آن (ذکر) کتابی غالب و پیروز است (پیروز بر ملحد و کافر و سوء قصد کننده). باطلی نه پیش از آن و نه پس از آن نمی‌آیدش. از پیشگاه فرزان‌های ستوده به تدریج فرود آمده است.» 

[۷]

[۸]


در این آیه باطل به جمیع اقسامش از وارد شدن بر قرآن و راه یافتن به آن نفی شده است. بدیهی است که تحریف از افراد باطل است و نباید در قرآن پدید آید. از انتخاب نام «ذکر» از بین اسامی قرآن در دو آیه‌ای که راجع به حفظ آن است، این نکته به ذهن می‌آید که خداوند می‌خواهد به مسلمان‌ها بفهماند که تمام عقائد و احکام و همه وظائف و تکالیف دینی به وسیله قرآن یادآوری می‌شود و به یاد می‌آید و وظیفه پیغمبر که فقط یادآوری‌کننده می‌باشد (انما انت مذکر)، به واسطه قرآن انجام می‌شود. در این صورت نباید ولو یک آیه آن از خاطرها برود و فراموش شود و نازل‌کننده ذکر به آن رضا نخواهد داد و آن را حفظ خواهد فرمود و باطل به آن راه نخواهد یافت.
 

۱۹ - حفظ و کتابت در روایات

[ویرایش]


روایات بسیاری که فریقین از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) راجع به اهمیت قرآن و ثواب قرائت آن و فضیلت سوره‌ها نقل کرده‌اند، به خوبی نشان می‌دهند که قرآن در حیات پیغمبر کامل و مدون و منظم بوده است؛ از قبیل ثواب ختم قرآن یا مدت ختم که عبدالله بن عمرو عاص و دیگران را منع فرمود از اینکه در کمتر از سه روز آن را ختم کنند؛ یا آنکه فرمود: «هر کس ثلث قرآن به او داده شود، ثلث نبوت داده شده و هر کس دو ثلث قرآن به وی داده شود، دو ثلث و هر کس تمام قرآن به او داده شود، تمام نبوت به او عطا شده است.» یا هر کس «قل یا ایها الکافرون» را بخواند، مثل آن است که ربع قرآن را خوانده و «هر کس سوره توحید را بخواند، ثواب ثلث به او داده می‌شود» و نیز خبری که به قول طبرسی از پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شیوع یافته که: «به جای تورات، سور طولانی و به جای انجیل، مثانی و به جای زبور، مئین به من داده شده و با سور مفصل بر دیگر انبیا برتری یافتم.» و همین معنی با الفاظ دیگر و با‌ اندک اختلافی در کتب حدیث و تفسیر شیعه و سنی روایت شده است و روایات فراوان دیگری از پیغمبر منقول است که عموما دلالت صریح بر این مطلب دارد که قرآن در زمان پیغمبر به صورت کتابی کامل و منظم بوده است و لفظ «کتاب» که مکرر در قرآن و حدیث آمده، شاهدی قوی بر این حقیقت است؛ زیرا بر اوراق پراکنده نامنظم کتاب گفته نمی‌شود و نامیدن سوره حمد به فاتحه الکتاب مؤید این مطلب است؛ به خصوص که اشتمال این سوره بر تمام معانی قرآن با جمال این حقیقت را روشن‌تر می‌کند که قرآن به صورت کتابی منظم و این سوره آغاز آن بوده است و اگر نظر به اوراق باشد، باید «صحف» یا «کتب» گفته می‌شد؛ مانند: «یتلوا صُحُفاً مطهره فیها کتبٌ قیمه»؛ اما وقتی پیغمبر در حدیث متواتر ثقلین می‌فرماید: «کتاب الله و عترتی»، پیداست که از آن مجموعه مدون منظم اراده و فهمیده می‌شود.
 

۱۹.۱ - موافقت حدیث با قرآن

مهم‌تر این‌که‌ هر حدیثی ولو از شخص پیغمبر روایت شود، باید آن را بر قرآن عرضه کرد؛ اگر با قرآن موافق بود، پذیرفت وگرنه، مردودش دانست و این دستوری صریح است که پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) داده و ملاک اعتبار احادیث را معین نموده و فرموده است: «اذا جاءکم عنی حدیث فاعرضوه علی کتاب الله؛ فما وافقه، فاقبلوه و ما خالفه، فاضربوا به عرض الحائط» و چه مخالفتی بالاتر از اینکه گفته شود از قرآن آیاتی برداشته شده و با این گفتار قرآن را از اعتبار‌ انداخته و مستمسکی به دست دشمنان اسلام و قرآن بدهیم؟
 

۲۰ - برهان ساده بر خرافه بودن تحریف قرآن

[ویرایش]


بهترین برهان روشن بر خرافه بودن قول به تحریف قرآن این است که هرگاه روایتی ضعیف یا گفتاری بی‌اساس و یا خطا و اشتباهی از عالمی سنی یا شیعی در این باره صادر شده است، علمای فریقین می‌کوشند که خود را مبری و منزه از این ننگ معرفی کنند و هر کدام گناه قول به تحریف را به گردن دیگری می‌گذارند. خوشبختانه امروز معلوم شده است که برخی از روایات مربوط به تحریف به وسیله چه کسانی جعل شده است و بعضی دیگر معنی دیگری دارد غیر از آنچه موجب لغزش افراد نادری گردیده است و فریقین بر عدم تحریف اجماع و اتفاق دارند. قرآن به دستور پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به صورتی که هم اکنون موجود است، جمع‌آوری شد. قبلا درباره اهتمام فوق‌العاده پیغمبر و مسلمان‌ها به قرآن گفتیم. بدیهی است که لازمه چنان اهتمامی، توجه به نظم و ترتیب این کتاب آسمانی است. مگر می‌شود که کسی یا کسانی به کتابی بسیار اهمیت بدهند و آن را عظیم و سودمند، بلکه عظیم‌تر و سودمندتر از هر کتاب دیگرش بدانند و توجهی به نظم و ترکیب و ترتیب و تالیف آن نکنند؟ و اگر هیچ دلیل نقلی و مدرک تاریخی هم نداشته باشیم، باید به حکم عقل و قرائن اوضاع و احوال قبول کنیم که قرآن به دستور پیغمبر منظم و مرتب شده است؛ چه، جای آنکه علمای فریقین به کثرت روایت کرده‌اند که هر آیه و سوره‌ای نازل می‌شد، پیغمبر به کاتبان وحی، امر می‌فرمود که آن‌ها را در کجا قرار بدهند و آیه را در کدام سوره و بعد از کدام آیه و سوره را قبل از کدام سوره و پس از کدام بنویسند. این است که می‌بینیم در میان سوره‌های مکی، آیه یا آیاتی مدنی و برعکس واقع شده است و محال است که مسلمان‌ها بدون دستور پیغمبر و با میل و نظر خود چنین عملی را انجام داده باشند، با آنکه آن‌ها در اموری بسیار کوچک‌تر در مورد قرآن احتیاط می‌کردند؛ هم‌چنان که در موقع اختراع نقطه و اعراب، آن‌ها تا مدتی توقف داشتند که الفاظ قرآن را منقوط و مُعرَب کنند.
همان‌طور که الفاظ و کلمات و آیات و سور قرآن همگی سخن خدا و دستور اوست، سبک و اسلوب و نظم و ترتیب آن نیز به فرمان پروردگار است؛ زیرا نشانه‌های کار خدایی در آن پیداست و همچنان که پیغمبر نمی‌توانست مانند قرآن سخنی بیاورد، ترتیب و تنظیم آن نیز بدون استمداد از وحی از عهده‌اش بر نمی‌آمد.
 

۲۱ - پانویس

[ویرایش]


۱. ↑ انعام/سوره۶، آیه۹۲.    
۲. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۹۵.    
۳. ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۳.    
۴. ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۹.    
۵. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۵۲.    
۶. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۹.    
۷. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۴۱.    
۸. ↑ فصلت/سوره۴۱، آیه۴۲.    

 

۲۲ - منبع

[ویرایش]


سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «باید به قرآن پناه برد/ بخش دوم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۱/۰۹.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «باید به قرآن پناه برد /سوم و پایانی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۱/۰۹.    

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۰۴ ، ۱۱:۰۷
مهدی مینایی

 

اهمیت قران از منظر احادیث و روایات چگونه است؟

ه برخی روایات که معرف جایگاه و اهمیت قران کریم است توجه کنید .1.قال رسول الله(ص):«أذَالتُبِستْ عَلَیْکُمْ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللّیلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیکُمْ بِالقرآن.»کافی 2 598
هنگامى که فتنه ها هم چون پاره هاى شب تاریک، شما را در خود فرو گرفت، بر شما است که ملازم قرآن شوید.
2. قال رسول الله(ص):
«ما عَدَلَ أَحَدٌ عَنِ الْقُرآنِ إِلاّ إِلَى النّارِ»
کافی 2 600
کسى از قرآن روى گردان نشد، مگر آن که به سوى آتش روى آورد.
3. قال امیرالمؤمنین(ع):
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ هذا الْقُرآنَ هُوَ الناصِحُ الَّذى لا یَغُشُّ وَ الْهادِى الَّذى لا یُضِلُّ وَ الْمُحَدَّثُ الَّذى لا یَکْذِبُ»
مستدرک 4 240
بدانید این قرآن پندآموز خالصى است که خیانت نمى کند و راهنمایى است که گمراه نمى کند و سخن گویى است که دروغ نمى گوید.
4. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«ما جالَسَ هذا الْقُرآنَ أَحَدٌ، إِلاّ قامَ عَنْهُ بِزیادَة أَوْ نُقْصانٌ: زِیادَة فِى هُدىً أَوْ نُقْصان مِنْ عَمىً»
مستدرک 4 239
کسى با این قرآن همنشین نشد، مگر آن که چون از نزد آن برخاست با زیادى و یا کاستى همراه بود: زیادى در هدایت و یا کاستى در کوردلى.
5 . قال رسول الله(ص):
«کلامُ اللّه غضٌّ، جدیدٌ، طرىٌّ.»
مستدرک 4 237
کلام خداوند، تازه، جدید و با طراوت است.
6 . قال الباقر(ع):
«إِنَّ الْقُرآنَ حَىٌّ لا یَمُوتُ»
بحار 35 403
همانا قرآن، زنده است و نمى میرد.
7. قال رسول اللّه(ص):
«اَلْقُرآنُ غِنىً لا غِنى دُونَهُ و لا فَقْرَ بَعْدَه»
بحار 89 17
قرآن، توانگر[ و بى نیازى] است که بالاى آن توانگرى نیست و از پس آن فقرى نیست.
8 . قال رسول الله(ص):
«فَضْلُ الْقُرآنِ عَلى سائِرِ الْکَلامِ، کَفَضْلِ اللّهِ عَلى خَلْقِه»
همان
برترى قرآن بر سایرسخنان، همانند برترى خدا بر بندگانش است.
9. قال رسول الله(ص):
«أَصْدَقُ الْقُولِ وَ أَبْلَغُ الْمَوعَظَةِ وَ أَحْسَنُ الْقَصَصِ، کِتابُ اللّهِ»
بحار 74 116
کتاب خدا راست ترین گفتار و رساترین موعظه و نیکوترین قصه ها است.
10. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«أَفْضَلُ الذِّکْرِ، القُرآنُ، بِهِ تُشْرَحُ الصُّدُورُ و تَسْتَنیرُ السَّرائِرُ»
غرر الحکم 189
برترین ذکر، قرآن است. بدو سینه ها گشاده و پوشیده ها [درون ها و قلب ها] روشن شود.
11. قال امیرالمؤمنین على(ع):
«تَعَلِّمُوا الْقُرآنَ فَاِنَّهُ رَبیعِ الْقُلُوبِ»
وسائل 6 167
قرآن را بیاموزید که آن بهار دل ها است.
12. قال على(ع):
«إِنَّ الْقُرآنَ ظاهِرُه أَنیقٌ و باطِنُه عَمیقٌ»
کافی 2 598
همانا ظاهر قرآن، شگفت انگیز و نیکو و باطنش ژرف و عمیق است.
13. قال على بن الحسین(ع):
«لَوْ ماتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشرقِ وَ الْمَغْرِبِ لَما اسْتَوْحَشْتُ بَعْد أَنْ یَکُونَ القُرآنُ مَعى»
کافی 2 602
اگر همه آنان که بین مشرق و مغرب اند بمیرند، وحشت نکنم، آن گاه که قرآن با من باشد.
14. قال رسول الله(ص):
«خَیْرُکُم مَنْ تَعَلّمَ القرآنَ و عَلَّمَهُ»
مستدرک 4 235
بهترین شما کسى است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.
15. قال رسول الله(ص):
«مَنْ عَلَّمَ آیةً فِى کتابِ اللّهِ تَعالى، کانَ لَهُ اَجْرُها ماتُلِیَتْ»
همان
هر که آیتى از کتاب خداى را به دیگرى بیاموزد، ثواب آن آیه، هر زمانى که خوانده شود بدو نیز مى رسد.
16. قال رسول الله(ص):
«نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتَلاوَةِ الْقُرآنِ»
کافی 2 610
خانه هاى خود را با تلاوت قرآن نورانى کنید.
17. فى وصیة النبى لِعَلى(ع):
«و عَلَیکَ بِتَلاوَةِ الْقُرآنِ عَلى کُلِّ حال»
کافی 8 79
بر تو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنى.
18. قال رسول الله(ص):
«لا یُعَذِّبُ اللّهُ قَلْباً وَعَى الْقُرآنَ»
مستدرک 4 233
خداوند، قلبى که قرآن را در خود جاى داده، عذاب نمى کند.
19. قال على(ع):
«تَعَلِّمُوا الْقُرآنَ فَاِنَّهُ اَحْسَنُ الْحَدِیث»
بحار 2 36
قرآن بیاموزید که آن بهترین سخن است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۰۴ ، ۱۱:۰۱
مهدی مینایی
فرافایل، مرجع بزرگ خرید و فروش فایلهای دانشجویی